shorthanded

[ایالات متحده]/ˈʃɔːthændɪd/
[بریتانیا]/ˈʃɔrˌhændɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. کمبود افراد در دسترس نسبت به نیاز

عبارات و ترکیب‌ها

shorthanded team

تیم کم‌تعداد

shorthanded crew

خدمه کم‌تعداد

shorthanded situation

وضعیت کمبود نیرو

shorthanded players

بازیکنان کم‌تعداد

shorthanded game

بازی با تیم کم‌تعداد

shorthanded staff

پرسنل کم‌تعداد

shorthanded operation

عملیات با کمبود نیرو

shorthanded project

پروژه با کمبود نیرو

shorthanded service

خدمات با کمبود نیرو

shorthanded response

پاسخ با کمبود نیرو

جملات نمونه

the team was shorthanded due to injuries.

تیم به دلیل مصدومیت‌ها دچار کمبود نیرو بود.

we can't complete the project because we're shorthanded.

ما نمی‌توانیم پروژه را به اتمام برسانیم زیرا دچار کمبود نیرو هستیم.

being shorthanded can lead to increased stress.

کمبود نیرو می‌تواند منجر به افزایش استرس شود.

they had to hire temporary workers because they were shorthanded.

آنها مجبور شدند به دلیل کمبود نیرو، کارگران موقت استخدام کنند.

the restaurant was shorthanded during the dinner rush.

رستوران در ساعات شلوغی شام دچار کمبود نیرو بود.

we were shorthanded at the event and struggled to keep up.

ما در این رویداد دچار کمبود نیرو بودیم و برای هماهنگی دچار مشکل شدیم.

the crew felt overwhelmed as they were shorthanded.

خدمه احساس غرق شدن کردند زیرا دچار کمبود نیرو بودند.

shorthanded teams often have to work extra hours.

تیم‌های کم‌نیرو اغلب مجبورند ساعت‌های بیشتری کار کنند.

being shorthanded affected our service quality.

کمبود نیرو بر کیفیت خدمات ما تأثیر گذاشت.

they managed to win the game even when shorthanded.

آنها حتی در حالی که دچار کمبود نیرو بودند، موفق به بردن بازی شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید