shorthanded team
تیم کمتعداد
shorthanded crew
خدمه کمتعداد
shorthanded situation
وضعیت کمبود نیرو
shorthanded players
بازیکنان کمتعداد
shorthanded game
بازی با تیم کمتعداد
shorthanded staff
پرسنل کمتعداد
shorthanded operation
عملیات با کمبود نیرو
shorthanded project
پروژه با کمبود نیرو
shorthanded service
خدمات با کمبود نیرو
shorthanded response
پاسخ با کمبود نیرو
the team was shorthanded due to injuries.
تیم به دلیل مصدومیتها دچار کمبود نیرو بود.
we can't complete the project because we're shorthanded.
ما نمیتوانیم پروژه را به اتمام برسانیم زیرا دچار کمبود نیرو هستیم.
being shorthanded can lead to increased stress.
کمبود نیرو میتواند منجر به افزایش استرس شود.
they had to hire temporary workers because they were shorthanded.
آنها مجبور شدند به دلیل کمبود نیرو، کارگران موقت استخدام کنند.
the restaurant was shorthanded during the dinner rush.
رستوران در ساعات شلوغی شام دچار کمبود نیرو بود.
we were shorthanded at the event and struggled to keep up.
ما در این رویداد دچار کمبود نیرو بودیم و برای هماهنگی دچار مشکل شدیم.
the crew felt overwhelmed as they were shorthanded.
خدمه احساس غرق شدن کردند زیرا دچار کمبود نیرو بودند.
shorthanded teams often have to work extra hours.
تیمهای کمنیرو اغلب مجبورند ساعتهای بیشتری کار کنند.
being shorthanded affected our service quality.
کمبود نیرو بر کیفیت خدمات ما تأثیر گذاشت.
they managed to win the game even when shorthanded.
آنها حتی در حالی که دچار کمبود نیرو بودند، موفق به بردن بازی شدند.
shorthanded team
تیم کمتعداد
shorthanded crew
خدمه کمتعداد
shorthanded situation
وضعیت کمبود نیرو
shorthanded players
بازیکنان کمتعداد
shorthanded game
بازی با تیم کمتعداد
shorthanded staff
پرسنل کمتعداد
shorthanded operation
عملیات با کمبود نیرو
shorthanded project
پروژه با کمبود نیرو
shorthanded service
خدمات با کمبود نیرو
shorthanded response
پاسخ با کمبود نیرو
the team was shorthanded due to injuries.
تیم به دلیل مصدومیتها دچار کمبود نیرو بود.
we can't complete the project because we're shorthanded.
ما نمیتوانیم پروژه را به اتمام برسانیم زیرا دچار کمبود نیرو هستیم.
being shorthanded can lead to increased stress.
کمبود نیرو میتواند منجر به افزایش استرس شود.
they had to hire temporary workers because they were shorthanded.
آنها مجبور شدند به دلیل کمبود نیرو، کارگران موقت استخدام کنند.
the restaurant was shorthanded during the dinner rush.
رستوران در ساعات شلوغی شام دچار کمبود نیرو بود.
we were shorthanded at the event and struggled to keep up.
ما در این رویداد دچار کمبود نیرو بودیم و برای هماهنگی دچار مشکل شدیم.
the crew felt overwhelmed as they were shorthanded.
خدمه احساس غرق شدن کردند زیرا دچار کمبود نیرو بودند.
shorthanded teams often have to work extra hours.
تیمهای کمنیرو اغلب مجبورند ساعتهای بیشتری کار کنند.
being shorthanded affected our service quality.
کمبود نیرو بر کیفیت خدمات ما تأثیر گذاشت.
they managed to win the game even when shorthanded.
آنها حتی در حالی که دچار کمبود نیرو بودند، موفق به بردن بازی شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید