shortnesses

[ایالات متحده]/'ʃɔ:tnis/
[بریتانیا]/ˈʃ ɔrtnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمبود طول یا مدت؛ اختصار؛ بی‌احترامی به دلیل کوتاهی

عبارات و ترکیب‌ها

shortness of breath

تنگی نفس

shortness of time

کمبود زمان

جملات نمونه

abnormal shortness of fingers and toes.

کوتاهی غیرطبیعی انگشتان و پنجه ها

Results The main manifestation concluded a constricted ring of the right upper limb and upper part of the head, skull defect, gastroschisis, eventration and extreme shortness of umbilical cord.

نتایج: مهم‌ترین یافته یک حلقه منقبض در اندام فوقانی راست و قسمت بالایی سر، نقص جمجمه، گاستروشیزیس، بیرون‌فتادگی و کوتاهی شدید طنابUmbilical بود.

4. Five birth defects most commonly seen were arranged in following orders : deformity of external ear, polydactyly, congenital heart disease, extremities shortness, cheiloschisis and palatoschisis.

4. پنج نقص مادرزادی که بیشتر دیده می شوند به ترتیب زیر قرار دارند: بدشکلی گوش خارجی، polydactyly، بیماری قلبی مادرزادی، کوتاهی اندام، cheiloschisis و palatoschisis.

The common symptoms are repeated remittent fever、coughing、expectoration、shortness of breath、leukoplakia in mouth、rapid weight loss、striking tabefaction and so on.

علائم شایع عبارتند از تب مکرر و مداوم، سرفه، خلط، تنگی نفس، لکه های سفید در دهان، کاهش وزن سریع، تب فعالیت قابل توجه و غیره.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید