showily

[ایالات متحده]/ˈʃəʊɪli/
[بریتانیا]/ˈʃoʊɪli/

ترجمه

adv. به طرز نمایشی یا خودنما; به شیوه‌ای بزرگ یا افراطی

عبارات و ترکیب‌ها

showily dressed

آراسته به شکل نمایشی

showily displayed

به نمایش گذاشته شده به شکل نمایشی

showily decorated

تزئین شده به شکل نمایشی

showily performed

اجرا شده به شکل نمایشی

showily presented

ارائه شده به شکل نمایشی

showily advertised

تبلیغ شده به شکل نمایشی

showily illustrated

تصویرسازی شده به شکل نمایشی

showily executed

انجام شده به شکل نمایشی

showily arranged

چیده شده به شکل نمایشی

showily styled

به سبک نمایشی

جملات نمونه

she dressed showily for the party.

او برای مهمانی به طرز چشمگیری لباس پوشید.

the showily decorated cake impressed everyone.

کیک تزئین شده به طرز چشمگیری همه را تحت تاثیر قرار داد.

he always speaks showily to attract attention.

او همیشه به طرز چشمگیری صحبت می کند تا توجه را جلب کند.

they arrived showily in a luxury car.

آنها با یک ماشین لوکس به طرز چشمگیری رسیدند.

the artist painted showily to express his emotions.

هنرمند به طرز چشمگیری نقاشی کرد تا احساسات خود را بیان کند.

her showily extravagant lifestyle caught everyone's eye.

سبک زندگی پر زرق و زرقا و چشمگیر او نظر همه را جلب کرد.

the showily staged performance amazed the audience.

اجرای صحنه پردازی شده به طرز چشمگیری تماشاگران را شگفت زده کرد.

he made a showily grand entrance at the event.

او با ورود باشکوه و چشمگیر در رویداد شرکت کرد.

she showily flaunted her new jewelry.

او به طرز چشمگیری جواهرات جدید خود را به نمایش گذاشت.

the showily designed building stands out in the city.

ساختمان با طراحی چشمگیر در شهر برجسته است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید