shrikes

[ایالات متحده]/ʃraɪk/
[بریتانیا]/ʃraɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی پرنده که به خاطر رفتار شکارچیانه‌اش شناخته می‌شود؛ زنی که سعی در نابود کردن معشوقش دارد

عبارات و ترکیب‌ها

shrike bird

پرنده شريک

shrike species

گونه‌های شريک

shrike habitat

زیستگاه شريک

shrike call

صدای شريک

shrike behavior

رفتار شريک

shrike nest

لانه شريک

shrike feeding

تغذیه شريک

shrike population

جمعیت شريک

shrike migration

مهاجرت شريک

shrike sighting

مشاهدۀ شريک

جملات نمونه

the shrike is known for its unique hunting skills.

شاه‌شیرجه به خاطر مهارت‌های شکار منحصر به فردش شناخته شده است.

many birdwatchers are fascinated by the shrike's behavior.

رفتار شاه‌شیرجه برای بسیاری از پرنده‌نگران جذاب است.

the shrike often impales its prey on thorns.

شاه‌شیرجه اغلب طعمه خود را روی خارها می‌نشاند.

there's a shrike nesting in our backyard this spring.

در این بهار یک شاه‌شیرجه در حیاط پشتی ما لانه کرده است.

identifying a shrike can be challenging for beginners.

تشخیص یک شاه‌شیرجه می‌تواند برای افراد مبتدی چالش‌برانگیز باشد.

the shrike's sharp beak is perfect for catching insects.

نوک تیز شاه‌شیرجه برای گرفتن حشرات عالی است.

in some cultures, the shrike is considered a symbol of courage.

در برخی فرهنگ‌ها، شاه‌شیرجه به عنوان نمادی از شجاعت در نظر گرفته می‌شود.

we saw a shrike perched on a fence post.

ما یک شاه‌شیرجه را در حال نشسته روی یک تیرک حصاری دیدیم.

listening to the shrike's call can be quite soothing.

گوش دادن به صدای شاه‌شیرجه می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

the shrike is often mistaken for a small hawk.

شاه‌شیرجه اغلب با یک باز کوچک اشتباه گرفته می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید