shrimpers at work
شrimpers در حال کار
local shrimper fleet
ناوگان صیادان میگو محلی
shrimpers' catch
صید صیادان میگو
experienced shrimper
صیاد میگوی با تجربه
shrimpers' market
بازار صیادان میگو
shrimpers' techniques
تکنیک های صیادان میگو
shrimpers' boats
کشتی های صیادان میگو
shrimpers' association
انجمن صیادان میگو
shrimpers' livelihood
معاش صیادان میگو
shrimpers' tools
ابزارهای صیادان میگو
the shrimper caught a huge load of shrimp today.
صید کننده میگو امروز مقدار زیادی میگو صید کرد.
many shrimpers rely on the local market for their sales.
بسیاری از صید کنندگان میگو برای فروش خود به بازار محلی متکی هستند.
the shrimper's boat was equipped with the latest technology.
کشتی صید کننده میگو مجهز به آخرین فناوری بود.
being a shrimper requires knowledge of the tides and seasons.
صید کردن میگو نیازمند دانش جزر و مد و فصول است.
the shrimper worked tirelessly to provide fresh seafood.
صید کننده میگو برای تامین غذاهای دریایی تازه به سختی تلاش کرد.
many shrimpers face challenges due to overfishing.
بسیاری از صید کنندگان میگو به دلیل صید بیش از حد با چالش هایی روبرو هستند.
the shrimper shared tips on how to catch more shrimp.
صید کننده میگو نکاتی در مورد نحوه صید بیشتر میگو به اشتراک گذاشت.
local shrimpers participate in community events to promote their catch.
صید کنندگان محلی میگو برای ترویج صید خود در رویدادهای جامعه شرکت می کنند.
the shrimper's nets were full by the end of the day.
تا پایان روز تورهای صید کننده میگو پر بودند.
after years of experience, the shrimper became an expert.
پس از سالها تجربه، صید کننده میگو به یک متخصص تبدیل شد.
shrimpers at work
شrimpers در حال کار
local shrimper fleet
ناوگان صیادان میگو محلی
shrimpers' catch
صید صیادان میگو
experienced shrimper
صیاد میگوی با تجربه
shrimpers' market
بازار صیادان میگو
shrimpers' techniques
تکنیک های صیادان میگو
shrimpers' boats
کشتی های صیادان میگو
shrimpers' association
انجمن صیادان میگو
shrimpers' livelihood
معاش صیادان میگو
shrimpers' tools
ابزارهای صیادان میگو
the shrimper caught a huge load of shrimp today.
صید کننده میگو امروز مقدار زیادی میگو صید کرد.
many shrimpers rely on the local market for their sales.
بسیاری از صید کنندگان میگو برای فروش خود به بازار محلی متکی هستند.
the shrimper's boat was equipped with the latest technology.
کشتی صید کننده میگو مجهز به آخرین فناوری بود.
being a shrimper requires knowledge of the tides and seasons.
صید کردن میگو نیازمند دانش جزر و مد و فصول است.
the shrimper worked tirelessly to provide fresh seafood.
صید کننده میگو برای تامین غذاهای دریایی تازه به سختی تلاش کرد.
many shrimpers face challenges due to overfishing.
بسیاری از صید کنندگان میگو به دلیل صید بیش از حد با چالش هایی روبرو هستند.
the shrimper shared tips on how to catch more shrimp.
صید کننده میگو نکاتی در مورد نحوه صید بیشتر میگو به اشتراک گذاشت.
local shrimpers participate in community events to promote their catch.
صید کنندگان محلی میگو برای ترویج صید خود در رویدادهای جامعه شرکت می کنند.
the shrimper's nets were full by the end of the day.
تا پایان روز تورهای صید کننده میگو پر بودند.
after years of experience, the shrimper became an expert.
پس از سالها تجربه، صید کننده میگو به یک متخصص تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید