shrimping

[ایالات متحده]/ˈʃrɪmpɪŋ/
[بریتانیا]/ˈʃrɪmpɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گرفتن میگو
v. شکل فعلی حال استمراری میگو

عبارات و ترکیب‌ها

shrimping season

فصل صید میگو

shrimping gear

تجهیزات صید میگو

shrimping boat

کشتی صید میگو

shrimping license

گواهی صید میگو

shrimping trip

سفر صید میگو

shrimping net

تور صید میگو

shrimping area

منطقه صید میگو

shrimping method

روش صید میگو

shrimping activity

فعالیت صید میگو

shrimping rules

قوانین صید میگو

جملات نمونه

they spent the weekend shrimping on the coast.

آنها آخر هفته را به صید میگو در ساحل گذراندند.

shrimping can be a relaxing way to enjoy nature.

صید میگو می‌تواند راهی آرامش‌بخش برای لذت بردن از طبیعت باشد.

he learned the art of shrimping from his grandfather.

او هنر صید میگو را از پدربزرگش یاد گرفت.

they went shrimping at dawn to catch the freshest shrimp.

آنها برای گرفتن تازه‌ترین میگوها، در سپیده دم به صید میگو رفتند.

after shrimping, they cooked a delicious seafood feast.

بعد از صید میگو، آنها یک جشن غذاهای دریایی خوشمزه پختند.

shrimping requires patience and the right equipment.

صید میگو نیاز به صبر و تجهیزات مناسب دارد.

the shrimping season usually starts in late spring.

فصل صید میگو معمولاً در اواخر بهار شروع می‌شود.

she enjoys shrimping with her friends every summer.

او هر تابستان از صید میگو با دوستانش لذت می‌برد.

they caught a huge shrimp while shrimping yesterday.

آنها دیروز در حین صید میگو، یک میگوی بزرگ گرفتند.

learning about shrimping can be fun for kids.

یادگیری در مورد صید میگو می‌تواند برای کودکان سرگرم‌کننده باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید