shrimping season
فصل صید میگو
shrimping gear
تجهیزات صید میگو
shrimping boat
کشتی صید میگو
shrimping license
گواهی صید میگو
shrimping trip
سفر صید میگو
shrimping net
تور صید میگو
shrimping area
منطقه صید میگو
shrimping method
روش صید میگو
shrimping activity
فعالیت صید میگو
shrimping rules
قوانین صید میگو
they spent the weekend shrimping on the coast.
آنها آخر هفته را به صید میگو در ساحل گذراندند.
shrimping can be a relaxing way to enjoy nature.
صید میگو میتواند راهی آرامشبخش برای لذت بردن از طبیعت باشد.
he learned the art of shrimping from his grandfather.
او هنر صید میگو را از پدربزرگش یاد گرفت.
they went shrimping at dawn to catch the freshest shrimp.
آنها برای گرفتن تازهترین میگوها، در سپیده دم به صید میگو رفتند.
after shrimping, they cooked a delicious seafood feast.
بعد از صید میگو، آنها یک جشن غذاهای دریایی خوشمزه پختند.
shrimping requires patience and the right equipment.
صید میگو نیاز به صبر و تجهیزات مناسب دارد.
the shrimping season usually starts in late spring.
فصل صید میگو معمولاً در اواخر بهار شروع میشود.
she enjoys shrimping with her friends every summer.
او هر تابستان از صید میگو با دوستانش لذت میبرد.
they caught a huge shrimp while shrimping yesterday.
آنها دیروز در حین صید میگو، یک میگوی بزرگ گرفتند.
learning about shrimping can be fun for kids.
یادگیری در مورد صید میگو میتواند برای کودکان سرگرمکننده باشد.
shrimping season
فصل صید میگو
shrimping gear
تجهیزات صید میگو
shrimping boat
کشتی صید میگو
shrimping license
گواهی صید میگو
shrimping trip
سفر صید میگو
shrimping net
تور صید میگو
shrimping area
منطقه صید میگو
shrimping method
روش صید میگو
shrimping activity
فعالیت صید میگو
shrimping rules
قوانین صید میگو
they spent the weekend shrimping on the coast.
آنها آخر هفته را به صید میگو در ساحل گذراندند.
shrimping can be a relaxing way to enjoy nature.
صید میگو میتواند راهی آرامشبخش برای لذت بردن از طبیعت باشد.
he learned the art of shrimping from his grandfather.
او هنر صید میگو را از پدربزرگش یاد گرفت.
they went shrimping at dawn to catch the freshest shrimp.
آنها برای گرفتن تازهترین میگوها، در سپیده دم به صید میگو رفتند.
after shrimping, they cooked a delicious seafood feast.
بعد از صید میگو، آنها یک جشن غذاهای دریایی خوشمزه پختند.
shrimping requires patience and the right equipment.
صید میگو نیاز به صبر و تجهیزات مناسب دارد.
the shrimping season usually starts in late spring.
فصل صید میگو معمولاً در اواخر بهار شروع میشود.
she enjoys shrimping with her friends every summer.
او هر تابستان از صید میگو با دوستانش لذت میبرد.
they caught a huge shrimp while shrimping yesterday.
آنها دیروز در حین صید میگو، یک میگوی بزرگ گرفتند.
learning about shrimping can be fun for kids.
یادگیری در مورد صید میگو میتواند برای کودکان سرگرمکننده باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید