sibilating

[ایالات متحده]/ˈsɪb.ɪ.leɪ.tɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsɪb.ɪ.leɪ.tɪŋ/

ترجمه

vi. صدای هیس کردن \nvt. به شیوه‌ای هیس‌مانند صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sibilating sounds

صداهای همهمه

sibilating whispers

نجواهای همهمه

sibilating winds

وزش بادهای همهمه

sibilating voices

صدای همهمه

sibilating insects

حشرات همهمه

sibilating creatures

موجودات همهمه

sibilating air

هوای همهمه

sibilating music

موسیقی همهمه

sibilating echoes

بازتاب‌های همهمه

sibilating tones

لحن‌های همهمه

جملات نمونه

the snake was sibilating softly in the grass.

مار با صدای نرم و هم‌نوا در چمن‌ها سوسو می‌زد.

she could hear the sibilating sound of the wind through the trees.

او می‌توانست صدای هم‌نوا باد را از میان درختان بشنود.

the sibilating whispers filled the dark room.

نجواهای هم‌نوا اتاق تاریک را پر کردند.

as the train approached, it made a sibilating noise.

همانطور که قطار نزدیک می‌شد، صدایی هم‌نوا ایجاد می‌کرد.

the sibilating tones of the flute echoed in the hall.

نت‌های هم‌نوا فلوت در تالار طنین‌انداز بود.

the cat was sibilating at the approaching dog.

گربه به سگ نزدیک‌کننده هم‌نوا می‌کرد.

he made a sibilating sound to get her attention.

او برای جلب توجه او صدایی هم‌نوا ایجاد کرد.

the sibilating hiss of the steam was calming.

صدای هم‌نوا بخار آرامش‌بخش بود.

she found the sibilating sound oddly soothing.

او صدای هم‌نوا را به طرز عجیبی آرام‌بخش یافت.

the sibilating chorus of the cicadas filled the summer night.

هم‌نوایی جیرجیرها شب تابستان را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید