siblings

[ایالات متحده]/ˈsɪblɪŋz/
[بریتانیا]/ˈsɪblɪŋz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. خواهران و برادران

عبارات و ترکیب‌ها

older siblings

برادر و خواهر بزرگتر

younger siblings

برادر و خواهر کوچکتر

only siblings

برادر و خواهر تنها

siblings rivalry

رقابت خواهر و برادر

siblings bond

پیوند خواهر و برادر

siblings support

حمایت خواهر و برادر

siblings relationship

رابطه خواهر و برادر

siblings love

عشق خواهر و برادر

siblings connection

ارتباط خواهر و برادر

siblings together

خواهر و برادر با هم

جملات نمونه

my siblings and i love to play board games together.

من و خواهر و برادرهایم عاشق بازی کردن با هم هستیم.

siblings often have a special bond that lasts a lifetime.

خواهر و برادرها اغلب پیوندی خاص دارند که یک عمر طول می کشد.

growing up with siblings can be a lot of fun.

بزرگ شدن با خواهر و برادرها می تواند بسیار سرگرم کننده باشد.

my siblings and i argue sometimes, but we always make up.

من و خواهر و برادرهایم گاهی اوقات بحث می کنیم، اما همیشه آشتی می کنیم.

siblings share many childhood memories together.

خواهر و برادرها خاطرات زیادی از دوران کودکی با هم به اشتراک می گذارند.

having siblings teaches you important life skills.

داشتن خواهر و برادر به شما مهارت های مهم زندگی را می آموزد.

we often go on family trips with our siblings.

ما اغلب با خواهر و برادرهایمان به سفر خانوادگی می رویم.

sometimes siblings can be your best friends.

گاهی اوقات خواهر و برادرها می توانند بهترین دوستان شما باشند.

my siblings and i have different interests but still support each other.

من و خواهر و برادرهایم علایق متفاوتی داریم اما همچنان از یکدیگر حمایت می کنیم.

it’s important to communicate openly with your siblings.

ارتباط باز با خواهر و برادرهای خود مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید