| جمع | sickrooms |
sickroom care
مراقبتهای اتاق بیمار
sickroom visit
بازدید از اتاق بیمار
sickroom hygiene
بهداشت اتاق بیمار
sickroom supplies
تجهیزات اتاق بیمار
sickroom environment
محیط اتاق بیمار
sickroom patient
بیمار اتاق بیمار
sickroom equipment
تجهیزات اتاق بیمار
sickroom management
مدیریت اتاق بیمار
sickroom staff
پرسنل اتاق بیمار
sickroom protocol
پروتکل اتاق بیمار
the patient was moved to the sickroom for better care.
بیمار برای مراقبت بهتر به بخش مراقبت منتقل شد.
the sickroom was filled with flowers and get-well cards.
بخش مراقبت پر از گل و کارتهای تبریک بود.
visitors are not allowed in the sickroom after 8 pm.
بعد از ساعت 8 شب ملاقاتکنندگان حق ورود به بخش مراقبت را ندارند.
the doctor checked on the patient in the sickroom.
پزشک وضعیت بیمار را در بخش مراقبت بررسی کرد.
she spent hours reading in the sickroom.
او ساعتها در بخش مراقبت مطالعه کرد.
they decorated the sickroom to make it feel more comfortable.
آنها بخش مراقبت را تزئین کردند تا احساس راحتی بیشتری کند.
the sickroom was quiet, allowing the patient to rest.
بخش مراقبت آرام بود و به بیمار اجازه میداد استراحت کند.
he often brought snacks to the sickroom for his friend.
او اغلب برای دوستش تنقلات به بخش مراقبت میآورد.
the nurse monitored the vital signs in the sickroom.
پرستار علائم حیاتی بیمار را در بخش مراقبت کنترل میکرد.
after surgery, the patient was taken to the sickroom.
پس از جراحی، بیمار به بخش مراقبت منتقل شد.
sickroom care
مراقبتهای اتاق بیمار
sickroom visit
بازدید از اتاق بیمار
sickroom hygiene
بهداشت اتاق بیمار
sickroom supplies
تجهیزات اتاق بیمار
sickroom environment
محیط اتاق بیمار
sickroom patient
بیمار اتاق بیمار
sickroom equipment
تجهیزات اتاق بیمار
sickroom management
مدیریت اتاق بیمار
sickroom staff
پرسنل اتاق بیمار
sickroom protocol
پروتکل اتاق بیمار
the patient was moved to the sickroom for better care.
بیمار برای مراقبت بهتر به بخش مراقبت منتقل شد.
the sickroom was filled with flowers and get-well cards.
بخش مراقبت پر از گل و کارتهای تبریک بود.
visitors are not allowed in the sickroom after 8 pm.
بعد از ساعت 8 شب ملاقاتکنندگان حق ورود به بخش مراقبت را ندارند.
the doctor checked on the patient in the sickroom.
پزشک وضعیت بیمار را در بخش مراقبت بررسی کرد.
she spent hours reading in the sickroom.
او ساعتها در بخش مراقبت مطالعه کرد.
they decorated the sickroom to make it feel more comfortable.
آنها بخش مراقبت را تزئین کردند تا احساس راحتی بیشتری کند.
the sickroom was quiet, allowing the patient to rest.
بخش مراقبت آرام بود و به بیمار اجازه میداد استراحت کند.
he often brought snacks to the sickroom for his friend.
او اغلب برای دوستش تنقلات به بخش مراقبت میآورد.
the nurse monitored the vital signs in the sickroom.
پرستار علائم حیاتی بیمار را در بخش مراقبت کنترل میکرد.
after surgery, the patient was taken to the sickroom.
پس از جراحی، بیمار به بخش مراقبت منتقل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید