draw sidearm
کشیدن سلاح کمکی
carry sidearm
نگهداری سلاح کمکی
sidearm holster
غلاف سلاح کمکی
sidearm training
آموزش سلاح کمکی
sidearm safety
ایمنی سلاح کمکی
sidearm draw
کشیدن سلاح کمکی
sidearm use
استفاده از سلاح کمکی
sidearm retention
نگهداری سلاح کمکی
sidearm practice
تمرین با سلاح کمکی
sidearm license
گواهی سلاح کمکی
he always carries a sidearm for personal protection.
او همیشه برای محافظت شخصی یک سلاح همراه دارد.
the police officer drew his sidearm during the confrontation.
در طول درگیری، افسر پلیس سلاح خود را بیرون کشید.
she is trained to handle a sidearm safely.
او آموزش دیده است که چگونه به طور ایمن با سلاح مقابله کند.
many military personnel are required to carry a sidearm.
بسیاری از پرسنل نظامی موظف به حمل سلاح هستند.
he decided to purchase a sidearm for home defense.
او تصمیم گرفت برای دفاع از خانه یک سلاح خریداری کند.
during the training, they practiced drawing their sidearm quickly.
در طول آموزش، آنها به سرعت بیرون کشیدن سلاح خود را تمرین کردند.
her sidearm was secured in a holster at her side.
سلاح او در یک غلاف در کنارش محکم شده بود.
he felt more confident with a sidearm at his side.
او با داشتن سلاحی کنارش احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
the sidearm was issued to all personnel on duty.
سلاح به تمام پرسنل در حال خدمت ارائه شد.
proper training is essential for anyone carrying a sidearm.
آموزش مناسب برای هر کسی که سلاح حمل می کند ضروری است.
draw sidearm
کشیدن سلاح کمکی
carry sidearm
نگهداری سلاح کمکی
sidearm holster
غلاف سلاح کمکی
sidearm training
آموزش سلاح کمکی
sidearm safety
ایمنی سلاح کمکی
sidearm draw
کشیدن سلاح کمکی
sidearm use
استفاده از سلاح کمکی
sidearm retention
نگهداری سلاح کمکی
sidearm practice
تمرین با سلاح کمکی
sidearm license
گواهی سلاح کمکی
he always carries a sidearm for personal protection.
او همیشه برای محافظت شخصی یک سلاح همراه دارد.
the police officer drew his sidearm during the confrontation.
در طول درگیری، افسر پلیس سلاح خود را بیرون کشید.
she is trained to handle a sidearm safely.
او آموزش دیده است که چگونه به طور ایمن با سلاح مقابله کند.
many military personnel are required to carry a sidearm.
بسیاری از پرسنل نظامی موظف به حمل سلاح هستند.
he decided to purchase a sidearm for home defense.
او تصمیم گرفت برای دفاع از خانه یک سلاح خریداری کند.
during the training, they practiced drawing their sidearm quickly.
در طول آموزش، آنها به سرعت بیرون کشیدن سلاح خود را تمرین کردند.
her sidearm was secured in a holster at her side.
سلاح او در یک غلاف در کنارش محکم شده بود.
he felt more confident with a sidearm at his side.
او با داشتن سلاحی کنارش احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.
the sidearm was issued to all personnel on duty.
سلاح به تمام پرسنل در حال خدمت ارائه شد.
proper training is essential for anyone carrying a sidearm.
آموزش مناسب برای هر کسی که سلاح حمل می کند ضروری است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید