sidearms

[ایالات متحده]/ˈsaɪdɑːm/
[بریتانیا]/ˈsaɪdɑrm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پرتاب شده یا تحویل داده شده با حرکت کناری

عبارات و ترکیب‌ها

draw sidearm

کشیدن سلاح کمکی

carry sidearm

نگهداری سلاح کمکی

sidearm holster

غلاف سلاح کمکی

sidearm training

آموزش سلاح کمکی

sidearm safety

ایمنی سلاح کمکی

sidearm draw

کشیدن سلاح کمکی

sidearm use

استفاده از سلاح کمکی

sidearm retention

نگهداری سلاح کمکی

sidearm practice

تمرین با سلاح کمکی

sidearm license

گواهی سلاح کمکی

جملات نمونه

he always carries a sidearm for personal protection.

او همیشه برای محافظت شخصی یک سلاح همراه دارد.

the police officer drew his sidearm during the confrontation.

در طول درگیری، افسر پلیس سلاح خود را بیرون کشید.

she is trained to handle a sidearm safely.

او آموزش دیده است که چگونه به طور ایمن با سلاح مقابله کند.

many military personnel are required to carry a sidearm.

بسیاری از پرسنل نظامی موظف به حمل سلاح هستند.

he decided to purchase a sidearm for home defense.

او تصمیم گرفت برای دفاع از خانه یک سلاح خریداری کند.

during the training, they practiced drawing their sidearm quickly.

در طول آموزش، آنها به سرعت بیرون کشیدن سلاح خود را تمرین کردند.

her sidearm was secured in a holster at her side.

سلاح او در یک غلاف در کنارش محکم شده بود.

he felt more confident with a sidearm at his side.

او با داشتن سلاحی کنارش احساس اعتماد به نفس بیشتری کرد.

the sidearm was issued to all personnel on duty.

سلاح به تمام پرسنل در حال خدمت ارائه شد.

proper training is essential for anyone carrying a sidearm.

آموزش مناسب برای هر کسی که سلاح حمل می کند ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید