sideburn

بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. موهای صورت که از خط مو تا فک در دو طرف صورت رشد می‌کند.
Word Forms
جمعsideburns

جملات نمونه

He trimmed his sideburns before the job interview.

او قبل از مصاحبه شغلی سبیل‌هایش را کوتاه کرد.

Her sideburns were neatly styled.

سبیل‌های او به طور مرتب مدل شده بود.

The barber suggested a new hairstyle with longer sideburns.

آرایشگر یک مدل موی جدید با سبیل‌های بلند پیشنهاد داد.

His sideburns added a touch of sophistication to his look.

سبیل‌های او ظاهری باوقار به او بخشید.

She decided to grow out her sideburns for a more edgy look.

او تصمیم گرفت سبیل‌هایش را برای داشتن ظاهری جسورتر ریش کند.

The actor's sideburns were a signature part of his iconic look.

سبیل‌های بازیگر بخشی جدایی‌ناپذیر از ظاهر نمادین او بود.

His sideburns were uneven and needed trimming.

سبیل‌های او ناهموار بود و نیاز به کوتاه کردن داشت.

The vintage style called for thick, bushy sideburns.

سبک قدیمی نیازمند سبیل‌های ضخیم و پرپ بود.

She dyed her sideburns to match her colorful hair.

او سبیل‌هایش را رنگ کرد تا با موهای رنگارنگش مطابقت داشته باشد.

The fashion trend favored short, subtle sideburns.

ترند مد طرفدار سبیل‌های کوتاه و ظریف بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید