sideburns

[ایالات متحده]/ˈsaɪdbɜːnz/
[بریتانیا]/ˈsaɪdbɜrnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوار مویی که در کنار صورت مرد در جلوی گوش‌هایش رشد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

long sideburns

سبیل‌های بلند

trim sideburns

آرایش کردن سبیل‌ها

thick sideburns

سبیل‌های ضخیم

shave sideburns

حلق کردن سبیل‌ها

style sideburns

استایل کردن سبیل‌ها

fade sideburns

محو کردن سبیل‌ها

sideburns length

طول سبیل‌ها

define sideburns

تعریف سبیل‌ها

grow sideburns

پرورش سبیل‌ها

remove sideburns

برداشتن سبیل‌ها

جملات نمونه

he decided to grow his sideburns longer.

او تصمیم گرفت سبیل‌هایش را بلندتر کند.

her sideburns were styled to match her haircut.

سبیل‌های او به گونه‌ای طراحی شده بود که با مدل موهایش مطابقت داشته باشد.

many men prefer to trim their sideburns regularly.

بسیاری از مردان ترجیح می‌دهند سبیل‌های خود را به طور منظم کوتاه کنند.

he often dyes his sideburns to match his beard.

او اغلب سبیل‌هایش را رنگ می‌کند تا با ریشش مطابقت داشته باشد.

sideburns can enhance a man's facial features.

سبیل‌ها می‌توانند ویژگی‌های چهره مرد را بهبود بخشند.

he styled his sideburns in a retro fashion.

او سبیل‌هایش را به سبک رترو مدل کرد.

some cultures have specific styles for sideburns.

برخی از فرهنگ‌ها سبک‌های خاصی برای سبیل دارند.

he was complimented on his well-groomed sideburns.

او به خاطر سبیل‌های مرتب و آراسته‌اش مورد تحسین قرار گرفت.

she prefers men with thick sideburns.

او مردانی با سبیل‌های ضخیم را ترجیح می‌دهد.

he uses a special trimmer for his sideburns.

او از یک ریش‌تراش خاص برای سبیل‌هایش استفاده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید