sidelamps

[ایالات متحده]/ˈsaɪd.læmp/
[بریتانیا]/ˈsaɪd.læmp/

ترجمه

n. چراغی که در کنار یک وسیله نقلیه یا ساختمان نصب شده است

عبارات و ترکیب‌ها

sidelamp switch

کلید چراغ کناری

sidelamp bulb

لامپ چراغ کناری

sidelamp installation

نصب چراغ کناری

sidelamp wiring

سیم‌کشی چراغ کناری

sidelamp cover

پوشش چراغ کناری

sidelamp assembly

مونتاژ چراغ کناری

sidelamp adjustment

تنظیم چراغ کناری

sidelamp lens

لنز چراغ کناری

sidelamp position

موقعیت چراغ کناری

sidelamp indicator

نشانگر چراغ کناری

جملات نمونه

the sidelamp provides additional visibility at night.

چراغک کناری دید اضافی در شب فراهم می‌کند.

make sure the sidelamp is functioning properly.

مطمئن شوید که چراغک کناری به درستی کار می‌کند.

he installed a sidelamp on his bicycle for safety.

او برای ایمنی یک چراغک کناری روی دوچرخه خود نصب کرد.

the sidelamp adds a stylish touch to the car.

چراغک کناری ظاهری شیک به ماشین اضافه می‌کند.

adjust the sidelamp angle for better illumination.

زاویه چراغک کناری را برای روشنایی بهتر تنظیم کنید.

she turned on the sidelamp to read her book.

او چراغک کناری را روشن کرد تا کتابش را بخواند.

check the sidelamp bulbs regularly for maintenance.

به طور منظم لامپ‌های چراغک کناری را برای نگهداری بررسی کنید.

the sidelamp is essential for nighttime driving.

چراغک کناری برای رانندگی در شب ضروری است.

he prefers a sidelamp with adjustable brightness.

او ترجیح می‌دهد چراغکی با قابلیت تنظیم روشنایی داشته باشد.

they installed a new sidelamp to enhance the garden's ambiance.

آنها یک چراغک کناری جدید نصب کردند تا فضای باغ را بهبود بخشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید