signet

[ایالات متحده]/'sɪgnɪt/
[بریتانیا]/'sɪgnɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهر; تمبر
vt. با مهر زدن.
Word Forms
جمعsignets

عبارات و ترکیب‌ها

signet ring

حلقه اثر انگشت

engrave a signet

نقش دادن یک مُهر

signet stamp

مُهر اثر انگشت

signet jewelry

جواهرات مُهر

جملات نمونه

to seal a letter with a signet

برای مهر و موم کردن نامه‌ای با نشان

a signet of authenticity

نشان اصالت

to imprint a signet on wax

مهر زدن نشان روی موم

a signet embossed on the document

نشان برجسته روی سند

to engrave a signet on jewelry

حک کردن نشان روی جواهرات

to present a signet as a symbol of authority

ارائه نشان به عنوان نماد قدرت

a signet used for official documents

نشان مورد استفاده برای اسناد رسمی

to inherit a family signet

ارث بردن نشان خانوادگی

a signet engraved with a family crest

نشان حک شده با نشان خانوادگی

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید