silds are fun
سر خوردنها سرگرم کننده هستند
play with silds
با سر خوردنها بازی کنید
collect silds now
حالا سر خوردنها جمع آوری کنید
find rare silds
سر خوردنهای کمیاب پیدا کنید
sell your silds
سر خوردنهای خود را بفروشید
trade silds easily
به راحتی سر خوردنها معامله کنید
discover new silds
سر خوردنهای جدید را کشف کنید
silds in stock
سر خوردنها در انبار موجود است
silds for sale
سر خوردنها برای فروش
enjoy silds daily
به طور روزانه از سر خوردنها لذت ببرید
she silds through the crowd effortlessly.
او به راحتی از میان جمعیت عبور میکند.
he silds the door open to let in fresh air.
او در را باز میکند تا هوای تازه وارد شود.
the cat silds under the bed when it hears a noise.
وقتی صدایی میشنود، گربه زیر تخت میخزد.
the dancer silds across the stage with grace.
رقصنده با ظرافت روی صحنه میرقصد.
he silds the paper into the envelope carefully.
او با دقت کاغذ را داخل پاکت میگذارد.
she silds her hand into his as they walk.
همانطور که راه میروند، دستش را به دست او میرساند.
the fish silds through the water effortlessly.
ماهی به راحتی در آب شنا میکند.
he silds the book back onto the shelf.
او کتاب را دوباره روی قفسه میگذارد.
the child silds down the slide with joy.
کودک با خوشحالی از سرسره پایین میخزد.
she silds her glasses onto her nose.
او عینک خود را روی بینیاش میگذارد.
silds are fun
سر خوردنها سرگرم کننده هستند
play with silds
با سر خوردنها بازی کنید
collect silds now
حالا سر خوردنها جمع آوری کنید
find rare silds
سر خوردنهای کمیاب پیدا کنید
sell your silds
سر خوردنهای خود را بفروشید
trade silds easily
به راحتی سر خوردنها معامله کنید
discover new silds
سر خوردنهای جدید را کشف کنید
silds in stock
سر خوردنها در انبار موجود است
silds for sale
سر خوردنها برای فروش
enjoy silds daily
به طور روزانه از سر خوردنها لذت ببرید
she silds through the crowd effortlessly.
او به راحتی از میان جمعیت عبور میکند.
he silds the door open to let in fresh air.
او در را باز میکند تا هوای تازه وارد شود.
the cat silds under the bed when it hears a noise.
وقتی صدایی میشنود، گربه زیر تخت میخزد.
the dancer silds across the stage with grace.
رقصنده با ظرافت روی صحنه میرقصد.
he silds the paper into the envelope carefully.
او با دقت کاغذ را داخل پاکت میگذارد.
she silds her hand into his as they walk.
همانطور که راه میروند، دستش را به دست او میرساند.
the fish silds through the water effortlessly.
ماهی به راحتی در آب شنا میکند.
he silds the book back onto the shelf.
او کتاب را دوباره روی قفسه میگذارد.
the child silds down the slide with joy.
کودک با خوشحالی از سرسره پایین میخزد.
she silds her glasses onto her nose.
او عینک خود را روی بینیاش میگذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید