the silentfilm era spanned from the 1890s to the late 1920s.
دوره فیلم سیاه و سفید از دهه 1890 تا پایان دهه 1920 میلادی طول میکشید.
charlie chaplin was a legendary silentfilm star.
چارلی چاپلین یک ستاره فیلم سیاه و سفید معروف بود.
many silentfilms featured live musical accompaniment.
بسیاری از فیلمهای سیاه و سفید با همراهی موسیقی زنده نمایش داده میشدند.
the silentfilm industry flourished in hollywood during the early 20th century.
صنعت فیلم سیاه و سفید در هولیوود در دهه اول قرن بیستم میلادی گروههای زیادی را به خود جذب کرد.
silentfilm titles were often displayed through intertitles.
عنوان فیلمهای سیاه و سفید معمولاً از طریق عنوانهای میانی نمایش داده میشد.
my grandfather collects rare silentfilm memorabilia.
پدربزرگ من اشیاء نادر مربوط به فیلم سیاه و سفید جمع میکند.
the museum screens classic silentfilms every friday.
موزه هر پنجشنبه فیلمهای کلاسیک سیاه و سفید نمایش میدهد.
silentfilm restoration requires specialized expertise.
بازیابی فیلمهای سیاه و سفید نیازمند تخصص خاصی است.
the plot of that silentfilm was easy to follow despite no dialogue.
داستان آن فیلم سیاه و سفید با وجود عدم وجود گفتار سادهای بود که دنبال میشد.
silentfilm actresses wore elaborate period costumes.
بازیگران زن فیلم سیاه و سفید لباسهای دورهای پیچیده میپوشیدند.
some silentfilms incorporated synchronized sound effects.
برخی از فیلمهای سیاه و سفید اثر صوتی همزمان را نیز به کار میگیردند.
the director studied silentfilm techniques for his new project.
کارگردان برای پروژه جدیدش فنون فیلم سیاه و سفید را مطالعه کرد.
the silentfilm era spanned from the 1890s to the late 1920s.
دوره فیلم سیاه و سفید از دهه 1890 تا پایان دهه 1920 میلادی طول میکشید.
charlie chaplin was a legendary silentfilm star.
چارلی چاپلین یک ستاره فیلم سیاه و سفید معروف بود.
many silentfilms featured live musical accompaniment.
بسیاری از فیلمهای سیاه و سفید با همراهی موسیقی زنده نمایش داده میشدند.
the silentfilm industry flourished in hollywood during the early 20th century.
صنعت فیلم سیاه و سفید در هولیوود در دهه اول قرن بیستم میلادی گروههای زیادی را به خود جذب کرد.
silentfilm titles were often displayed through intertitles.
عنوان فیلمهای سیاه و سفید معمولاً از طریق عنوانهای میانی نمایش داده میشد.
my grandfather collects rare silentfilm memorabilia.
پدربزرگ من اشیاء نادر مربوط به فیلم سیاه و سفید جمع میکند.
the museum screens classic silentfilms every friday.
موزه هر پنجشنبه فیلمهای کلاسیک سیاه و سفید نمایش میدهد.
silentfilm restoration requires specialized expertise.
بازیابی فیلمهای سیاه و سفید نیازمند تخصص خاصی است.
the plot of that silentfilm was easy to follow despite no dialogue.
داستان آن فیلم سیاه و سفید با وجود عدم وجود گفتار سادهای بود که دنبال میشد.
silentfilm actresses wore elaborate period costumes.
بازیگران زن فیلم سیاه و سفید لباسهای دورهای پیچیده میپوشیدند.
some silentfilms incorporated synchronized sound effects.
برخی از فیلمهای سیاه و سفید اثر صوتی همزمان را نیز به کار میگیردند.
the director studied silentfilm techniques for his new project.
کارگردان برای پروژه جدیدش فنون فیلم سیاه و سفید را مطالعه کرد.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now