talkie

[ایالات متحده]/ˈtɔːki/
[بریتانیا]/ˈtɔːki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فیلمی با صدای همزمان
Word Forms
جمعtalkies

عبارات و ترکیب‌ها

silent talkie

فیلم صامت

talkie film

فیلم سخنگو

talkie star

ستاره فیلم سخنگو

talkie era

عصر فیلم سخنگو

classic talkie

فیلم سخنگوی کلاسیک

talkie genre

ژانر فیلم سخنگو

musical talkie

فیلم سخنگوی موزیکال

talkie revival

بازگشت فیلم سخنگو

animated talkie

فیلم سخنگوی انیمیشن

talkie dialogue

گفتگوی فیلم سخنگو

جملات نمونه

the movie was a classic talkie from the 1930s.

فیلم یک فیلم سخنگوی کلاسیک از دهه ۱۹۳۰ بود.

she loves watching old talkies on friday nights.

او عاشق تماشای فیلم های سخنگوی قدیمی در شب های جمعه است.

talkies changed the film industry forever.

فیلم‌های سخنگو صنعت فیلم را برای همیشه تغییر دادند.

many actors became famous after the advent of talkies.

بسیاری از بازیگران پس از ظهور فیلم‌های سخنگو مشهور شدند.

the transition from silent films to talkies was revolutionary.

گذار از فیلم‌های بی‌صدا به فیلم‌های سخنگو انقلابی بود.

he prefers talkies over silent films.

او فیلم‌های سخنگو را به فیلم‌های بی‌صدا ترجیح می‌دهد.

talkies often include musical numbers and dialogue.

فیلم‌های سخنگو اغلب شامل آهنگ‌ها و دیالوگ هستند.

she studied the history of talkies in her film class.

او تاریخچه فیلم‌های سخنگو را در کلاس فیلم خود مطالعه کرد.

some classic talkies are still popular today.

برخی از فیلم‌های سخنگوی کلاسیک هنوز هم امروزه محبوب هستند.

he is a fan of the early talkies from hollywood.

او طرفدار فیلم‌های سخنگوی اولیه هالیوود است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید