silicic

[ایالات متحده]/sɪˈlɪsɪk/
[بریتانیا]/sɪˈlɪsɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. سیلیکونی

عبارات و ترکیب‌ها

silicic acid

اسید سیلیسیک

silicic glass

شیشه سیلیسیک

silicic magma

ماگمای سیلیسیک

silicic rock

سنگ سیلیسیک

silicic eruption

آتشفشان سیلیسیک

silicic composition

ترکیب سیلیسیک

silicic minerals

مواد معدنی سیلیسیک

silicic volcanism

فعالیت آتشفشانی سیلیسیک

silicic environment

محیط سیلیسیک

silicic features

ویژگی‌های سیلیسیک

جملات نمونه

silicic rocks are rich in silica content.

سنگ‌های سیلیسی سرشار از محتوای سیلیس هستند.

the silicic magma formed during the volcanic eruption.

ماگمای سیلیسی در طول فوران آتشفشانی شکل گرفت.

geologists study silicic minerals to understand earth's processes.

زمین‌شناسان کانی‌های سیلیسی را برای درک فرآیندهای زمین مطالعه می‌کنند.

silicic lava flows are typically more viscous than basaltic flows.

جریان‌های گدازه‌ای سیلیکی معمولاً از جریان‌های بازالتی غلیظ‌تر هستند.

the silicic composition influences the behavior of volcanic eruptions.

ترکیب سیلیکی بر رفتار فوران‌های آتشفشانی تأثیر می‌گذارد.

silicic glass is used in various industrial applications.

شیشه سیلیکی در کاربردهای صنعتی مختلف استفاده می‌شود.

silicic environments are crucial for certain ecosystems.

محیط‌های سیلیکی برای برخی از اکوسیستم‌ها حیاتی هستند.

research on silicic compounds can lead to new materials.

تحقیقات در مورد ترکیبات سیلیکی می‌تواند منجر به مواد جدید شود.

silicic acid plays a role in the formation of diatoms.

اسید سیلیکیک در تشکیل دیاتوم‌ها نقش دارد.

understanding silicic processes helps in predicting geological hazards.

درک فرآیندهای سیلیکی به پیش‌بینی خطرات زمین‌شناسی کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید