sinusitis

[ایالات متحده]/ˌsaɪnə'saɪtɪs/
[بریتانیا]/ˌsaɪnə'saɪtɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. التهاب سینوس‌ها، که باعث احتقان بینی و سردرد می‌شود.

جملات نمونه

The ultrastructural changes of OE in patients suffering from dysosmia caused by chronic sinusitis may provide reference for assessment of the treatment of dysosmia.

تغییرات ساختاری فراساحلی OE در بیماران مبتلا به اختلال بویایی ناشی از سینوزیت مزمن ممکن است اطلاعاتی برای ارزیابی درمان اختلال بویایی ارائه دهد.

Conclusions: The treatment of fungal sinusitis with operation by canine fossa under nasoscope can cure once and for all to bring under permanent contro...

نتیجه‌گیری: درمان سینوزیت قارچی با جراحی در گودال کانین تحت نظر نوسکوپ می‌تواند به طور دائم درمان و کنترل کند...

Of these, aspergillosis is usually associated with pneumopathy or facial sinusitis, and Aspergillus fumigatus is rarely responsible for osteomyelitis or spondylodiscitis.

در این میان، آسپرگیلوزیس معمولاً با بیماری ریوی یا سینوزیت صورت همراه است و آسپرژیلوس فومیگتوس به ندرت مسئول استئومیلیت یا اسپوندیلودیزیت است.

I have been suffering from chronic sinusitis for years.

من سال‌هاست که از سینوزیت مزمن رنج می‌برم.

Sinusitis can cause facial pain and pressure.

سینوزیت می‌تواند باعث درد و فشار در صورت شود.

The doctor prescribed antibiotics to treat my sinusitis.

پزشک آنتی‌بیوتیک برای درمان سینوزیت من تجویز کرد.

Sinusitis often leads to nasal congestion and difficulty breathing.

سینوزیت اغلب منجر به احتقان بینی و تنگی نفس می‌شود.

I use a saline nasal spray to help relieve my sinusitis symptoms.

من از اسپری بینی سالین استفاده می‌کنم تا به تسکین علائم سینوزیتم کمک کنم.

Chronic sinusitis may require surgery to improve symptoms.

سینوزیت مزمن ممکن است نیاز به جراحی برای بهبود علائم داشته باشد.

Sinusitis is often triggered by allergies or infections.

سینوزیت اغلب توسط آلرژی یا عفونت ایجاد می‌شود.

Steam inhalation can help alleviate sinusitis discomfort.

بخار درمانی می‌تواند به تسکین ناراحتی سینوزیت کمک کند.

I have a sinusitis flare-up during allergy season.

من در فصل آلرژی دچار تشدید سینوزیت می‌شوم.

Sinusitis can be a recurring problem for some individuals.

سینوزیت می‌تواند یک مشکل تکراری برای برخی افراد باشد.

نمونه‌های واقعی

But nasal discharge can continue for several days and even weeks without necessarilyindicating sinusitis.

اما ترشحات بینی می‌تواند برای چند روز و حتی چند هفته ادامه یابد بدون اینکه لزوماً نشان‌دهنده سینوزیت باشد.

منبع: Time difference of N hours

A runny nose can become a sign of a more serious infection such as sinusitis, an upper respiratory infection.

آب‌ریزش بینی می‌تواند نشانه‌ای از یک عفونت جدی‌تر مانند سینوزیت یا عفونت دستگاه تنفسی فوقانی باشد.

منبع: Time difference of N hours

She became so worn down that, in the summer of 1918, she came down with influenza and pneumonia and developed painful sinusitis.

او آنقدر خسته شده بود که در تابستان 1918 دچار آنفولانزا و پنومونی شد و سینوزیت دردناکی را تجربه کرد.

منبع: Women Who Changed the World

So it turns out this girl had sinusitis.

بنابراین مشخص شد که این دختر سینوزیت دارد.

منبع: Zack's daily life as a medical student.

S is for Sinusitis: Since all sinuses have only one opening and that is in the lateral wall of nose.

حرف S مخفف سینوزیت است: از آنجایی که تمام سینوس‌ها فقط یک دهانه دارند و آن در دیواره جانبی بینی قرار دارد.

منبع: Daily Life Medical Science Popularization

She didn't have croup at all, she just had sinusitis.

او اصلاً کراپ نداشت، فقط سینوزیت داشت.

منبع: Zack's daily life as a medical student.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید