sixes

[ایالات متحده]/sɪksɪz/
[بریتانیا]/sɪksɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع شش؛ چیزی که کسی را شگفت‌زده می‌کند، اغلب ناخوشایند؛ مرگ؛ مقدار یکسان یا برابر

عبارات و ترکیب‌ها

sixes and sevens

شش و هفت

sixes win games

شش‌ها بازی‌ها را می‌برند

sixes in cricket

شش‌ها در کریکت

sixes all around

شش‌ها در همه جا

sixes or sevens

شش یا هفت

sixes for fun

شش‌ها برای سرگرمی

sixes are key

شش‌ها کلیدی هستند

sixes in hand

شش‌ها در دست

sixes to score

شش‌ها برای امتیاز

sixes in play

شش‌ها در جریان بازی

جملات نمونه

he rolled sixes in the game.

او در بازی شش امتیاز به دست آورد.

she has sixes in her report card.

او در کارنامه خود شش دارد.

they played a game of sixes and sevens.

آنها یک بازی شش و هفت انجام دادند.

we need to find sixes for the project.

ما باید شش برای پروژه پیدا کنیم.

he always aims for sixes in cricket.

او همیشه در کریکت برای شش امتیاز تلاش می کند.

sixes are common in this neighborhood.

شش در این محله رایج است.

she scored sixes in her exams.

او در امتحانش شش گرفت.

they only sell sixes of beer here.

آنها فقط شش بطری آبجو در اینجا می فروشند.

we celebrated with sixes of pizza.

ما با شش تکه پیتزا جشن گرفتیم.

he prefers playing sixes over fives.

او ترجیح می دهد به جای پنج، شش بازی کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید