one sixths
یک ششم
two sixths
دو ششم
three sixths
سه ششم
four sixths
چهار ششم
five sixths
پنج ششم
six sixths
شش ششم
of sixths
از ششمها
in sixths
در ششمها
divided by sixths
تقسیم بر ششمها
equal to sixths
برابر با ششمها
one sixth of the cake was left after the party.
یک ششم کیک بعد از مهمانی باقی مانده بود.
she divided the chocolate into sixths for the children.
او شکلات را برای کودکان به شش قسمت تقسیم کرد.
the project was completed in sixths over six months.
این پروژه در طول شش ماه به صورت مرحلهای (ششتایی) تکمیل شد.
he earns six times more than his friend, which is six sixths.
او شش برابر بیشتر از دوستش درآمد دارد، که برابر با شش ششم است.
each student received one sixth of the total score.
هر دانش آموز یک ششم از نمره کل را دریافت کرد.
we need to measure the fabric in sixths for the dress.
ما باید پارچه را برای لباس به شش قسمت اندازه بگیریم.
she completed one sixth of her homework before dinner.
او یک ششم از تکالیفش را قبل از شام انجام داد.
the recipe calls for six sixths of a cup of sugar.
دستور غذا به شش ششم فنجان شکر نیاز دارد.
he only understood one sixth of the lecture.
او فقط یک ششم از سخنرانی را متوجه شد.
they used one sixth of the budget for marketing.
آنها از یک ششم بودجه برای بازاریابی استفاده کردند.
one sixths
یک ششم
two sixths
دو ششم
three sixths
سه ششم
four sixths
چهار ششم
five sixths
پنج ششم
six sixths
شش ششم
of sixths
از ششمها
in sixths
در ششمها
divided by sixths
تقسیم بر ششمها
equal to sixths
برابر با ششمها
one sixth of the cake was left after the party.
یک ششم کیک بعد از مهمانی باقی مانده بود.
she divided the chocolate into sixths for the children.
او شکلات را برای کودکان به شش قسمت تقسیم کرد.
the project was completed in sixths over six months.
این پروژه در طول شش ماه به صورت مرحلهای (ششتایی) تکمیل شد.
he earns six times more than his friend, which is six sixths.
او شش برابر بیشتر از دوستش درآمد دارد، که برابر با شش ششم است.
each student received one sixth of the total score.
هر دانش آموز یک ششم از نمره کل را دریافت کرد.
we need to measure the fabric in sixths for the dress.
ما باید پارچه را برای لباس به شش قسمت اندازه بگیریم.
she completed one sixth of her homework before dinner.
او یک ششم از تکالیفش را قبل از شام انجام داد.
the recipe calls for six sixths of a cup of sugar.
دستور غذا به شش ششم فنجان شکر نیاز دارد.
he only understood one sixth of the lecture.
او فقط یک ششم از سخنرانی را متوجه شد.
they used one sixth of the budget for marketing.
آنها از یک ششم بودجه برای بازاریابی استفاده کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید