sixtiess

[ایالات متحده]/'siktiːz/
[بریتانیا]/'sɪktiːz/

ترجمه

n. دوره از 60 تا 69 سال; دهه 1960
adj. مربوط به عدد شصت

عبارات و ترکیب‌ها

sixties music

موسیقی دهه شصت

sixties fashion

مد دهه شصت

sixties culture

فرهنگ دهه شصت

sixties style

سبک دهه شصت

sixties nostalgia

نوستالژی دهه شصت

sixties icons

آیکون‌های دهه شصت

sixties revolution

انقلاب دهه شصت

sixties trends

ترندهای دهه شصت

sixties movies

فیلم‌های دهه شصت

sixties events

رویدادهای دهه شصت

جملات نمونه

many popular music styles emerged in the sixties.

بسیاری از سبک‌های موسیقی محبوب در دهه شصت ظهور کردند.

the sixties were a time of great social change.

دهه شصت دورانی از تغییرات اجتماعی بزرگ بود.

fashion in the sixties was bold and colorful.

مد در دهه شصت جسورانه و رنگارنگ بود.

people often refer to the sixties as a revolutionary decade.

مردم اغلب به دهه شصت به عنوان دهه‌ای انقلاب‌گونه اشاره می‌کنند.

many iconic films were released in the sixties.

بسیاری از فیلم‌های نمادین در دهه شصت منتشر شدند.

the music festivals of the sixties attracted huge crowds.

جشنواره‌های موسیقی دهه شصت جمعیت زیادی را به خود جذب کرد.

counterculture movements flourished in the sixties.

جنبش‌های ضد فرهنگ در دهه شصت رونق یافتند.

art and literature also evolved significantly in the sixties.

هنر و ادبیات نیز در دهه شصت به طور قابل توجهی تکامل یافتند.

the sixties saw the rise of iconic rock bands.

دهه شصت شاهد ظهور گروه‌های راک نمادین بود.

television changed dramatically during the sixties.

تلویزیون در دهه شصت به طور چشمگیری تغییر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید