skeets

[ایالات متحده]/skiːts/
[بریتانیا]/skiːts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به سرعت فرار کردن; به آب پاشیدن
n. دیسک دوطرفه; آب‌کش; تیراندازی با تفنگ شکاری
vt. کسی را وادار به عجله کردن; مایع را پاشیدن

عبارات و ترکیب‌ها

shooting skeets

تیراندازی به هدف

skeets flying

پرواز تراپ‌ها

skeets shooting

تیراندازی به تراپ

skeets range

زمین تیراندازی

skeets competition

مسابقه تراپ

clay skeets

تراپ خاکی

skeets event

رویداد تراپ

skeets trap

تراپ

skeets club

باشگاه تراپ

skeets practice

تمرین تراپ

جملات نمونه

skeets are often used in shooting sports.

اسکیت‌ها اغلب در رشته‌های تیراندازی استفاده می‌شوند.

he practiced his aim by shooting at skeets.

او با شلیک به سمت اسکیت‌ها هدف‌گیری خود را تمرین کرد.

the skeets flew high into the sky.

اسکیت‌ها با ارتفاع زیاد به آسمان پرتاب شدند.

she won a medal for her skeet shooting skills.

او به دلیل مهارت‌های تیراندازی با اسکیت خود مدال دریافت کرد.

they set up a skeet range for practice.

آنها برای تمرین یک محدوده اسکیت راه‌اندازی کردند.

he enjoys competing in skeet shooting tournaments.

او از شرکت در مسابقات تیراندازی با اسکیت لذت می‌برد.

she learned how to load and fire at skeets.

او یاد گرفت که چگونه اسکیت‌ها را بارگیری و به سمت آن‌ها شلیک کند.

the instructor demonstrated the proper technique for shooting skeets.

مربی تکنیک مناسب برای تیراندازی به اسکیت‌ها را نشان داد.

they use clay skeets in their training sessions.

آنها از اسکیت‌های خاک رس در جلسات تمرینی خود استفاده می‌کنند.

he has a collection of different colored skeets.

او مجموعه‌ای از اسکیت‌های رنگی مختلف دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید