skerry

[ایالات متحده]/'skerɪ/
[بریتانیا]/'skɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جزیره سنگی؛ یک جزیره کوچک که از چندین سنگ تشکیل شده است.
Word Forms
جمعskerries

جملات نمونه

If there are no depletion counters on Saprazzan Skerry, sacrifice it.

اگر شمارشگرهای کاهش در جزیره سارازان اسکری وجود نداشت، آن را قربانی کنید.

This circumference in vast mist-covered water 1000 meters small skerry namely shoe hill, renown..

این محیط در آب وسیع و پوشیده از مه، جزیره کوچک 1000 متری به نام تپه کفش، مشهور است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید