skewbald

[ایالات متحده]/ˈskjuːbɔːld/
[بریتانیا]/ˈskjuːbɔld/

ترجمه

adj. داشتن نواحی نامنظم از رنگ سفید و رنگ دیگری
شکل‌های واژه
جمعskewbalds

عبارات و ترکیب‌ها

skewbald horse

اسب طوقی

skewbald pattern

الگوی طوقی

skewbald coat

پوشش طوقی

skewbald markings

علامت‌های طوقی

skewbald pony

اسب کوچک طوقی

skewbald color

رنگ طوقی

skewbald breed

نژاد طوقی

skewbald stallion

اسب نر طوقی

skewbald filly

نیه طوقی

skewbald foal

پشتک طوقی

جملات نمونه

the skewbald horse galloped across the field.

اسب رنگ بافته‌شده در سراسر مزرعه تاخت.

she admired the beauty of the skewbald pony.

او زیبایی پیش‌خدمت رنگ بافته‌شده را تحسین کرد.

skewbald coats are popular among horse enthusiasts.

پوشش‌های رنگ بافته‌شده در بین علاقه‌مندان به اسب محبوب هستند.

the skewbald foal played with its mother.

پشتک رنگ بافته‌شده با مادرش بازی کرد.

he chose a skewbald mare for his riding lessons.

او یک مادیون رنگ بافته‌شده را برای کلاس‌های سواری خود انتخاب کرد.

they painted the skewbald fence to match the barn.

آنها نرده رنگ بافته‌شده را مطابق با انبار رنگ کردند.

the skewbald pattern made the horse stand out.

الگوی رنگ بافته‌شده باعث شد اسب از بقیه متمایز شود.

she took a picture of the skewbald stallion.

او از اسب نر رنگ بافته‌شده عکس گرفت.

skewbald animals often have unique personalities.

حیوانات رنگ بافته‌شده اغلب دارای شخصیت‌های منحصر به فردی هستند.

the skewbald dog was the center of attention at the park.

سگ رنگ بافته‌شده در مرکز توجه در پارک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید