dapple

[ایالات متحده]/'dæp(ə)l/
[بریتانیا]/'dæpl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. الگوی لکه‌دار، اسبی با نقطه‌ها
adj. دارای الگوی لکه‌دار
v. (باعث شدن به) داشتن الگوی لکه‌دار

عبارات و ترکیب‌ها

dapple coat

پوشش خال‌دار

dapple gray horse

اسب خاکستری خال‌دار

dapple pattern

الگوی خال‌دار

جملات نمونه

The dappled sunlight filtered through the leaves of the trees.

نور آفتاب ملایمی از میان برگ‌های درختان عبور می‌کرد.

She admired the dappled pattern on the horse's coat.

او الگوی ملایمی روی خز اسب را تحسین کرد.

The dappled effect on the wall was created by the light shining through the window.

اثر ملایمی روی دیوار با نور عبوری از پنجره ایجاد شده بود.

The dappled shadows danced across the forest floor.

سایه‌های ملایم در کف جنگل می‌رقصیدند.

The artist used different shades of blue to create a dappled effect on the canvas.

هنرمند از سایه‌های مختلف آبی برای ایجاد یک اثر ملایم روی بوم استفاده کرد.

The dappled colors of the sunset painted the sky in hues of pink and orange.

رنگ‌های ملایم غروب خورشید آسمان را به رنگ‌های صورتی و نارنجی نقاشی کرد.

The dappled fur of the cheetah camouflaged it well in the grasslands.

خز ملایم پلنگ در علفزارها به خوبی آن را پنهان می‌کرد.

The dappled light on the water created a mesmerizing reflection.

نور ملایم روی آب بازتابی مسحورکننده ایجاد کرد.

The dappled leaves of the trees swayed gently in the breeze.

برگ‌های ملایم درختان به آرامی در نسیم تاب می‌خوردند.

The dappled pattern on the butterfly's wings was a sight to behold.

الگوی ملایم روی بال‌های پروانه، صحنه‌ای برای تماشا بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید