| جمع | skiagrams |
skiagram technique
تکنیک رادیوگرافی
skiagram analysis
تجزیه و تحلیل رادیوگرافی
skiagram image
تصویر رادیوگرافی
skiagram view
نمای رادیوگرافی
skiagram method
روش رادیوگرافی
skiagram data
اطلاعات رادیوگرافی
skiagram report
گزارش رادیوگرافی
skiagram results
نتایج رادیوگرافی
skiagram process
فرآیند رادیوگرافی
skiagram application
کاربرد رادیوگرافی
the skiagram revealed the broken bone clearly.
عکسبرداری از اسکیگرام به وضوح شکستگی استخوان را نشان داد.
doctors often use a skiagram to diagnose injuries.
پزشکان اغلب از اسکیگرام برای تشخیص آسیبها استفاده میکنند.
she was anxious to see the skiagram of her spine.
او مضطرب بود تا اسکیگرام ستون فقرات خود را ببیند.
the skiagram showed no signs of infection.
اسکیگرام هیچ نشانه ای از عفونت نشان نداد.
after the accident, he had a skiagram taken.
پس از حادثه، او عکسبرداری از اسکیگرام انجام داد.
the skiagram helped the doctor plan the surgery.
اسکیگرام به پزشک کمک کرد تا جراحی را برنامه ریزی کند.
she needed a skiagram before her treatment could begin.
او قبل از شروع درمان به یک اسکیگرام نیاز داشت.
understanding the skiagram was crucial for the diagnosis.
درک اسکیگرام برای تشخیص بسیار مهم بود.
the skiagram indicated a possible fracture in the wrist.
اسکیگرام نشان دهنده احتمال شکستگی در مچ دست بود.
he was relieved when the skiagram showed no fractures.
او از اینکه اسکیگرام هیچ شکستگی نشان نداد، احساس راحتی کرد.
skiagram technique
تکنیک رادیوگرافی
skiagram analysis
تجزیه و تحلیل رادیوگرافی
skiagram image
تصویر رادیوگرافی
skiagram view
نمای رادیوگرافی
skiagram method
روش رادیوگرافی
skiagram data
اطلاعات رادیوگرافی
skiagram report
گزارش رادیوگرافی
skiagram results
نتایج رادیوگرافی
skiagram process
فرآیند رادیوگرافی
skiagram application
کاربرد رادیوگرافی
the skiagram revealed the broken bone clearly.
عکسبرداری از اسکیگرام به وضوح شکستگی استخوان را نشان داد.
doctors often use a skiagram to diagnose injuries.
پزشکان اغلب از اسکیگرام برای تشخیص آسیبها استفاده میکنند.
she was anxious to see the skiagram of her spine.
او مضطرب بود تا اسکیگرام ستون فقرات خود را ببیند.
the skiagram showed no signs of infection.
اسکیگرام هیچ نشانه ای از عفونت نشان نداد.
after the accident, he had a skiagram taken.
پس از حادثه، او عکسبرداری از اسکیگرام انجام داد.
the skiagram helped the doctor plan the surgery.
اسکیگرام به پزشک کمک کرد تا جراحی را برنامه ریزی کند.
she needed a skiagram before her treatment could begin.
او قبل از شروع درمان به یک اسکیگرام نیاز داشت.
understanding the skiagram was crucial for the diagnosis.
درک اسکیگرام برای تشخیص بسیار مهم بود.
the skiagram indicated a possible fracture in the wrist.
اسکیگرام نشان دهنده احتمال شکستگی در مچ دست بود.
he was relieved when the skiagram showed no fractures.
او از اینکه اسکیگرام هیچ شکستگی نشان نداد، احساس راحتی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید