ski resort
پیست اسکی
ski trip
سفر اسکی
ski gear
تجهیزات اسکی
ski instructor
مربی اسکی
go skiing
اسکی رفتن
water skiing
اسکی روی آب
cross-country skiing
اسکی صحرایی
freestyle skiing
اسکی آزاد
The skiing instructor was a tall, sunburnt man.
مربی اسکی یک مرد قدبلند و آفتاب سوخته بود.
spring skiing is the business.
اسکی در فصل بهار کسب و کار است.
skiing can be hugely rewarding.
اسکی میتواند بسیار سودآور باشد.
She's been skiing since childhood.
او از دوران کودکی اسکی کرده است.
skiing here can be a bit of a crapshoot at any time.
اسکی کردن در اینجا گاهی اوقات می تواند یک قمار باشد.
cross-country skiing is enjoying a revival.
اسکی صحرایی در حال از سرگیری است.
Next to skiing, she likes hiking.
علاوه بر اسکی، او به پیادهروی علاقه دارد.
My outside interests are skiing and sailing.
علاقه اصلی من به اسکی و قایق سواری است.
They were all togged up in their skiing gear.
همه آنها لباس اسکی پوشیده بودند.
took a breather after skiing for two hours.
بعد از دو ساعت اسکیسواری، یک استراحت کوتاه گرفت.
Skiing is more exciting than skating.
اسکی کردن از اسکیت سواری هیجان انگیزتر است.
I wouldn't dream of trick skiing on icy slopes.
من حتی فکر نمی کنم که اسکی نمایشی روی شیب های یخی انجام دهم.
skiing in the Rockies is a pleasant mix of downhill and cross-country.
اسکی در راکیز ترکیبی دلپذیر از اسکی سراشیب و اسکی کراس کانتری است.
Some people say skiing is easy but don’t you believe it!
برخی افراد می گویند اسکی آسان است، اما به آن باور نکنید!
The students often go skiing during winter vacation.
دانشجویان اغلب در تعطیلات زمستانی اسکی می روند.
Chance had thrown us together at a skiing resort.
شانس ما را در یک استراحتگاه اسکی دور هم جمع کرد.
When the royal family go skiing, press photographers have a field day.
وقتی خانواده سلطنتی اسکی می کنند، عکاسان خبری روز خوبی دارند.
A man skiing the Dogtooth range in the afternoon.
مردی که در بعد از ظهر در رشته کوه Dogtooth اسکی می کرد.
You are looking at the annual downhill cowboy skiing competition that involves slalom and lassoing skills.
شما در حال تماشای مسابقه اسکی کابوی سالانه در سرازیری هستید که شامل مهارتهای اسکی و بنداندازی میشود.
At skiing he is not a novice.
او در اسکی مبتدی نیست.
منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.Not even Ebbers' skiing could break them!
حتی اسکی عبز هم نمی توانست آنها را بشکند!
منبع: Gourmet BaseI'm the one taking them skiing, remember?
من کسی هستم که آنها را اسکی به آنجا می برم، یادت باشد؟
منبع: English little tyrantSo, there's gonna be some skiing involved.
پس، اسکی هم در آن دخیل است.
منبع: Gourmet BaseSpend the holidays skiing. Maybe you can come with me.
تعطیلات را اسکی کنید. شاید بتوانی با من بیایی.
منبع: Volume 4Actually, we don't permit water skiing in the resort area.
در واقع، ما اسکی روی آب را در منطقه استراحتگاه مجاز نمی دانیم.
منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 10 (Overseas Edition)If you can believe that, this is the water skiing Santa event.
اگر باور دارید، این رویداد بابا نوئل اسکی روی آب است.
منبع: CNN Selected December 2012 CollectionIt's a physically demanding sport that combines cross-country skiing with precision shooting.
این یک ورزش طاقتفرسا است که اسکی صحرایی را با تیراندازی دقیق ترکیب میکند.
منبع: CNN Listening Compilation January 2014Now, there's cross-country skiing which is flat but long distance.
حالا، اسکی صحرایی وجود دارد که صاف اما با مسافت طولانی است.
منبع: 2018 Best Hits CompilationNo, usually we go out. A lot of times it's snowshoeing and cross-country skiing.
نه، معمولاً بیرون میرویم. اغلب اوقات برفنشانگذاری و اسکی صحرایی است.
منبع: American English dialogueلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید