skilfully

[ایالات متحده]/'skilfəli/
[بریتانیا]/ˈskɪlfəlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. با مهارت زیاد

عبارات و ترکیب‌ها

perform skilfully

انجام با مهارت

handle tasks skilfully

وظایف را با مهارت انجام دهید

جملات نمونه

skilfully made vessels with an S-shaped profile.

کشتیران با طراحی S شکل که به طرز ماهرانه ای ساخته شده اند.

She steered the car skilfully through the narrow streets.

او با مهارت ماشین را از میان خیابان‌های باریک هدایت کرد.

the drivers skilfully navigated a twisting and muddy course.

رانندگان با مهارت یک مسیر پیچ در پیچ و گل آلود را هدایت کردند.

Hall skilfully weaves the historical research into a gripping narrative.

هال به طرز ماهرانه ای تحقیقات تاریخی را در یک روایت جذاب می بافد.

He broke his arm last year but he plays the piano as skilfully as ever.

او سال گذشته بازویش را شکست، اما هنوز هم به همان اندازه ماهرانه پیانو می‌نوازد.

نمونه‌های واقعی

Few walked it more skilfully than Mr Rich.

چند نفر آن را با مهارت بیشتری از آقای ریچ طی نکردند.

منبع: The Economist - Arts

Something that is honed is carefully crafted, skilfully created and developed over a period of time.

چیزی که صیقل داده شده، با دقت ساخته شده، به طور ماهرانه ایجاد شده و در طول یک دوره زمانی توسعه یافته است.

منبع: 6 Minute English

Ms Merriman weaves these strands together skilfully, offering enough context to explain her characters' actions without distracting from their adventures.

خانم مریمن این رشته‌ها را به طور ماهرانه با هم می‌بافد و زمینه کافی برای توضیح اقدامات شخصیت‌هایش را بدون حواس‌پرتی از ماجراهایشان فراهم می‌کند.

منبع: The Economist - Arts

And Jesus skilfully asked rhetorical questions to emphasize a point in a powerful but non combative manner.

و عیسی با مهارت سؤالات بلاغی می‌پرسید تا نکته‌ای را به روشی قدرتمند اما غیر تهاجمی برجسته کند.

منبع: BBC Listening September 2015 Collection

The blanc mange was lumpy, and the strawberries not as ripe as they looked, having been skilfully 'deaconed'.

بلغ مانگ گلوله ای بود و توت فرنگی ها به اندازه ای که به نظر می رسید رسیده نبودند، زیرا به طور ماهرانه 'کشیش شده بودند'.

منبع: Little Women (Bilingual Edition)

These children move gracefully and handle objects skilfully.

این کودکان با ظرافت حرکت می کنند و اشیاء را به طور ماهرانه کنترل می کنند.

منبع: Listen to this 2 Intermediate English Listening

Asking a question like this shows that you can use your vocabulary skilfully.

پرسیدن سوالی مانند این نشان می دهد که می توانید به طور ماهرانه از دایره لغات خود استفاده کنید.

منبع: English Learning Series 3

Using referents and synonyms skilfully is not just for essays.

استفاده ماهرانه از ارجاعات و مترادف ها فقط برای مقالات نیست.

منبع: English Learning Series 3

She had used make-up skilfully to mask the bruise.

او به طور ماهرانه از آرایش برای پوشاندن کبودی استفاده کرد.

منبع: Langman OCLM-01 words

But few writers have so skilfully melded wit and pathos, the lyrical and the conversational.

اما نویسندگان کمی هستند که به این اندازه با مهارت طنز و احساسات را با هم ترکیب کرده اند، شعر و مکالمه را.

منبع: The Economist Culture

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید