skivviess

[ایالات متحده]/['skivi]/
[بریتانیا]/['skivi]/

ترجمه

n. نوعی از خدمتکار؛ خدمتکار زن که کارهای پیش پا افتاده انجام می‌دهد
v. انجام کارهای پیش پا افتاده؛ خدمت کردن به عنوان یک خدمتکار

عبارات و ترکیب‌ها

wearing skivviess

پوشیدن لباس زیر

new skivviess

لباس زیر جدید

soft skivviess

لباس زیر نرم

colorful skivviess

لباس زیر رنگارنگ

comfortable skivviess

لباس زیر راحت

buy skivviess

خریدن لباس زیر

skivviess collection

کلکسیون لباس زیر

skivviess style

سبک لباس زیر

skivviess sale

حراج لباس زیر

matching skivviess

لباس زیر هماهنگ

جملات نمونه

she wore her skivvies under the dress.

او لباس زیرش را زیر لباس پوشید.

he forgot to pack his skivvies for the trip.

او فراموش کرد لباس زیرش را برای سفر ببندد.

skivvies are essential for comfort.

لباس زیر برای راحتی ضروری است.

she prefers cotton skivvies for daily wear.

او ترجیح می دهد لباس زیر نخی برای پوشیدن روزانه.

he bought new skivvies during the sale.

او در حین فروش لباس زیر جدید خرید.

they recommend washing skivvies in cold water.

آنها توصیه می کنند لباس زیر را در آب سرد بشویید.

my skivvies are too tight after washing.

لباس زیر من بعد از شستشو خیلی تنگ است.

she always chooses bright-colored skivvies.

او همیشه لباس زیرهای رنگارنگ انتخاب می کند.

he likes to wear his skivvies while lounging at home.

او دوست دارد در حالی که در خانه استراحت می کند لباس زیرش را بپوشد.

finding the right size of skivvies can be tricky.

پیدا کردن اندازه مناسب لباس زیر می تواند مشکل باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید