slakes thirst
ดับกระหาย
slakes desire
ดับความอยาก
slakes hunger
ดับความหิว
slakes fire
ดับไฟ
slakes curiosity
ดับความอยากรู้อยากเห็น
slakes passion
ดับความหลงใหล
slakes need
ดับความต้องการ
slakes worries
ดับความกังวล
slakes fears
ดับความกลัว
slakes pain
ดับความเจ็บปวด
water slakes the thirst of those who are parched.
آب تشنگي آناني را که تشنه هستند، رفع میکند.
the cool breeze slakes the heat of the summer sun.
نسیم خنک، گرمای خورشید تابستان را رفع میکند.
her smile slakes his worries and brings him peace.
لبخند او نگرانیهای او را رفع میکند و به او آرامش میدهد.
the rain slakes the dry earth, reviving the plants.
باران، زمین خشک را رفع میکند و گیاهان را دوباره زنده میکند.
reading a good book slakes my thirst for knowledge.
خواندن یک کتاب خوب، عطش من برای دانش را رفع میکند.
a cold drink slakes the heat after a long hike.
یک نوشیدنی خنک، گرمای بعد از یک پیادهروی طولانی را رفع میکند.
the soup slakes her hunger after a long day.
سوپ، گرسنگی او را بعد از یک روز طولانی رفع میکند.
music slakes his soul, bringing him joy.
موسیقی روح او را رفع میکند و شادی به او میبخشد.
fresh fruit slakes my craving for something sweet.
میوههای تازه، هوس من برای خوردن چیزی شیرین را رفع میکند.
the cool water slakes the fire in the fireplace.
آب خنک، آتش را در شومینه رفع میکند.
slakes thirst
ดับกระหาย
slakes desire
ดับความอยาก
slakes hunger
ดับความหิว
slakes fire
ดับไฟ
slakes curiosity
ดับความอยากรู้อยากเห็น
slakes passion
ดับความหลงใหล
slakes need
ดับความต้องการ
slakes worries
ดับความกังวล
slakes fears
ดับความกลัว
slakes pain
ดับความเจ็บปวด
water slakes the thirst of those who are parched.
آب تشنگي آناني را که تشنه هستند، رفع میکند.
the cool breeze slakes the heat of the summer sun.
نسیم خنک، گرمای خورشید تابستان را رفع میکند.
her smile slakes his worries and brings him peace.
لبخند او نگرانیهای او را رفع میکند و به او آرامش میدهد.
the rain slakes the dry earth, reviving the plants.
باران، زمین خشک را رفع میکند و گیاهان را دوباره زنده میکند.
reading a good book slakes my thirst for knowledge.
خواندن یک کتاب خوب، عطش من برای دانش را رفع میکند.
a cold drink slakes the heat after a long hike.
یک نوشیدنی خنک، گرمای بعد از یک پیادهروی طولانی را رفع میکند.
the soup slakes her hunger after a long day.
سوپ، گرسنگی او را بعد از یک روز طولانی رفع میکند.
music slakes his soul, bringing him joy.
موسیقی روح او را رفع میکند و شادی به او میبخشد.
fresh fruit slakes my craving for something sweet.
میوههای تازه، هوس من برای خوردن چیزی شیرین را رفع میکند.
the cool water slakes the fire in the fireplace.
آب خنک، آتش را در شومینه رفع میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید