slashing

[ایالات متحده]/'slæʃɪŋ/
[بریتانیا]/'slæʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. تیز، شدید، زنده؛ به طور تصادفی برش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

slashes opponents

برش دادن حریفان

slashing attack

حمله با ضربه

جملات نمونه

a slashing magazine attack on her.

حمله مجله ای تند به او.

slashing public spending is a policy that few politicians favour.

کاهش بودجه عمومی سیاستی است که سیاستمداران کمی آن را ترجیح می‌دهند.

The slashing of prices attracted a lot of customers.

کاهش قیمت‌ها مشتریان زیادی را جذب کرد.

He was slashing through the dense jungle with a machete.

او با یک ماتریس از میان جنگل انبوه عبور می‌کرد.

The slashing wind made it difficult to walk outside.

بادهای شدید راه رفتن در فضای باز را دشوار می‌کرد.

The slashing attack left him with a deep wound.

حمله تهاجمی او را با یک زخم عمیق رها کرد.

The slashing critique of the book sparked a heated debate.

نقد تند کتاب باعث ایجاد بحثی داغ شد.

She was slashing her way through the crowd to get to the front.

او برای رسیدن به جلو از میان جمعیت عبور می‌کرد.

The slashing rain poured down relentlessly all night.

باران شدید به طور مداوم تمام شب می‌بارید.

The slashing motion of the sword was swift and precise.

حرکت سریع و دقیق شمشیر بود.

The slashing of jobs in the company caused a lot of anxiety among employees.

کاهش مشاغل در شرکت باعث ایجاد اضطراب زیادی در بین کارمندان شد.

The slashing of the painting revealed a hidden signature underneath.

کاهش نقاشی یک امضای پنهان را در زیر آن آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید