slaughters

[ایالات متحده]/ˈslɔːtəz/
[بریتانیا]/ˈslɔːtərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. حیوانات را برای غذا کشتن؛ به طرز بی‌رحمانه یا خشونت‌آمیز تعداد زیادی از مردم را کشتن

عبارات و ترکیب‌ها

mass slaughters

قتل جمعی

animal slaughters

قتل حیوانات

brutal slaughters

قتل‌های وحشیانه

human slaughters

قتل انسان‌ها

ceremonial slaughters

قتل‌های آیینی

ritual slaughters

قتل‌های مناسکی

targeted slaughters

قتل‌های هدفمند

systematic slaughters

قتل‌های سیستماتیک

massive slaughters

قتل‌های گسترده

unjust slaughters

قتل‌های ناعادلانه

جملات نمونه

he slaughters animals for a living.

او برای امرار معاش حیوانات را ذبح می‌کند.

the butcher slaughters fresh meat daily.

قصاب هر روز گوشت تازه را ذبح می‌کند.

she slaughters the competition in every race.

او رقابت را در هر مسابقه‌ای شکست می‌دهد.

the farmer slaughters livestock on the farm.

کشاورز دام‌ها را در مزرعه ذبح می‌کند.

they believe that he slaughters for sport.

آنها معتقدند که او برای تفریح ذبح می‌کند.

in the documentary, he slaughters a goat.

در مستند، او یک بز را ذبح می‌کند.

the chef slaughters the fish before cooking.

سرآشپز ماهی را قبل از پختن ذبح می‌کند.

he slaughters his opponents with clever strategies.

او با استفاده از استراتژی‌های هوشمندانه حریفان خود را شکست می‌دهد.

the festival involves a ritual that slaughters a sheep.

جشنواره شامل یک آیین است که یک گوسفند را ذبح می‌کند.

they say he slaughters with no remorse.

آنها می‌گویند او بدون هیچ احساس پشیمانی ذبح می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید