sleuthhound

[ایالات متحده]/ˈsluːθhaʊnd/
[بریتانیا]/ˈsluːθhaʊnd/

ترجمه

n.(نوعی از سگ، به ویژه سگی که حس بویایی قوی برای ردیابی بوها دارد)

عبارات و ترکیب‌ها

sleuthhound skills

مهارت‌های سگ کارآگاه

sleuthhound tactics

تاکتیک‌های سگ کارآگاه

sleuthhound instincts

غریزه سگ کارآگاه

sleuthhound approach

رویکرد سگ کارآگاه

sleuthhound methods

روش‌های سگ کارآگاه

sleuthhound techniques

تکنیک‌های سگ کارآگاه

sleuthhound mentality

ذهنیت سگ کارآگاه

sleuthhound persona

شخصیت سگ کارآگاه

sleuthhound investigation

تحقیقات سگ کارآگاه

جملات نمونه

the sleuthhound tracked the scent through the dense forest.

سگ کارآگاه، عطر را در جنگل انبوه ردیابی کرد.

he decided to adopt a sleuthhound for his detective work.

او تصمیم گرفت یک سگ کارآگاه را برای کار‌های کارگاهی خود به فرز بگیرد.

the sleuthhound's keen sense of smell made it an excellent tracker.

حس بویای قوی سگ کارآگاه آن را به یک ردیاب عالی تبدیل کرد.

she trained her sleuthhound to find lost items around the house.

او سگ کارآگاه خود را آموزش داد تا وسایل گمشده را در اطراف خانه پیدا کند.

the sleuthhound was known for solving mysteries in the neighborhood.

سگ کارآگاه به حل معماها در محله معروف بود.

with the help of his sleuthhound, he uncovered the hidden clues.

با کمک سگ کارآگاه خود، سرنخ‌های پنهان را کشف کرد.

the sleuthhound sniffed around, searching for any signs of trouble.

سگ کارآگاه اطراف را بو کرد و به دنبال هرگونه نشانه ای از مشکل بود.

she admired the sleuthhound's dedication to its work.

او از تعهد سگ کارآگاه به کارش تحسین کرد.

every morning, the sleuthhound eagerly awaited their daily walks.

هر روز صبح، سگ کارآگاه با اشتیاق پیاده‌روی‌های روزانه خود را انتظار می‌کشید.

his sleuthhound quickly became the star of the local crime scene.

سگ کارآگاه او به سرعت به ستاره صحنه جرم محلی تبدیل شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید