lazy slobs
اسلوبهای تنبل
messy slobs
اسلوبهای نامرتب
filthy slobs
اسلوبهای کثیف
slobs unite
اسلوبها متحد شوند
slobs rule
اسلوبها حکومت میکنند
slobs everywhere
اسلوبها همه جا هستند
happy slobs
اسلوبهای خوشحال
slobs at work
اسلوبها در حال کار
slobs in public
اسلوبها در حضور عموم
slobs and proud
اسلوبها و مغرور
those slobs left their trash everywhere.
آن دسته از افراد بیاحترام زبالههای خود را همه جا رها کردند.
he often complains about how slobs don't clean up after themselves.
او اغلب شکایت میکند که افراد بیاحترام بعد از خودشان تمیز نمیکنند.
we shouldn’t invite slobs to our dinner party.
نباید افراد بیاحترام را به مهمانی شام خود دعوت کنیم.
slobs tend to make a mess wherever they go.
افراد بیاحترام معمولاً هر جا که میروند، آشفتگی ایجاد میکنند.
she called them slobs for their poor hygiene.
او آنها را به دلیل بهداشت ضعیفشان، افراد بیاحترام نامید.
it's frustrating to deal with slobs in the office.
همکار کردن با افراد بیاحترام در دفتر کار خستهکننده است.
he was tired of living with such slobs.
او از زندگی با چنین افراد بیاحترامی خسته شده بود.
slobs often disrupt the flow of a clean environment.
افراد بیاحترام اغلب جریان یک محیط تمیز را مختل میکنند.
they were labeled as slobs by their neighbors.
همسایگان آنها را به عنوان افراد بیاحترام برچسب زدند.
even slobs can learn to be tidy with some effort.
حتی افراد بیاحترام هم میتوانند با کمی تلاش یاد بگیرند که مرتب باشند.
lazy slobs
اسلوبهای تنبل
messy slobs
اسلوبهای نامرتب
filthy slobs
اسلوبهای کثیف
slobs unite
اسلوبها متحد شوند
slobs rule
اسلوبها حکومت میکنند
slobs everywhere
اسلوبها همه جا هستند
happy slobs
اسلوبهای خوشحال
slobs at work
اسلوبها در حال کار
slobs in public
اسلوبها در حضور عموم
slobs and proud
اسلوبها و مغرور
those slobs left their trash everywhere.
آن دسته از افراد بیاحترام زبالههای خود را همه جا رها کردند.
he often complains about how slobs don't clean up after themselves.
او اغلب شکایت میکند که افراد بیاحترام بعد از خودشان تمیز نمیکنند.
we shouldn’t invite slobs to our dinner party.
نباید افراد بیاحترام را به مهمانی شام خود دعوت کنیم.
slobs tend to make a mess wherever they go.
افراد بیاحترام معمولاً هر جا که میروند، آشفتگی ایجاد میکنند.
she called them slobs for their poor hygiene.
او آنها را به دلیل بهداشت ضعیفشان، افراد بیاحترام نامید.
it's frustrating to deal with slobs in the office.
همکار کردن با افراد بیاحترام در دفتر کار خستهکننده است.
he was tired of living with such slobs.
او از زندگی با چنین افراد بیاحترامی خسته شده بود.
slobs often disrupt the flow of a clean environment.
افراد بیاحترام اغلب جریان یک محیط تمیز را مختل میکنند.
they were labeled as slobs by their neighbors.
همسایگان آنها را به عنوان افراد بیاحترام برچسب زدند.
even slobs can learn to be tidy with some effort.
حتی افراد بیاحترام هم میتوانند با کمی تلاش یاد بگیرند که مرتب باشند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید