| جمع | slopsellers |
slopseller market
بازار فروشنده ضایعات
slopseller goods
کالاهای فروشنده ضایعات
slopseller stall
غرفه فروشنده ضایعات
slopseller trade
معامله فروشنده ضایعات
slopseller prices
قیمتهای فروشنده ضایعات
slopseller items
محصولات فروشنده ضایعات
slopseller business
کسب و کار فروشنده ضایعات
slopseller sales
فروش فروشنده ضایعات
slopseller inventory
موجودی فروشنده ضایعات
slopseller customers
مشتریان فروشنده ضایعات
the slopseller provided food for the pigs.
فروشنده آشغال غذا برای خوکها فراهم میکرد.
the slopseller was known for his generous portions.
فروشنده آشغال به خاطر سهمهای سخاوتمندانه اش معروف بود.
many farmers relied on the slopseller for their livestock.
بسیاری از کشاورزان برای دام های خود به فروشنده آشغال متکی بودند.
the slopseller's business thrived during the harvest season.
کسب و کار فروشنده آشغال در فصل برداشت رونق داشت.
he started as a slopseller before becoming a successful farmer.
او قبل از تبدیل شدن به یک کشاورز موفق، به عنوان فروشنده آشغال شروع به کار کرد.
the slopseller's cart was always full of leftovers.
درون واگن فروشنده آشغال همیشه پر از غذای باقی مانده بود.
she learned the trade from her father, the local slopseller.
او این تجارت را از پدرش، فروشنده آشغال محلی، یاد گرفت.
the slopseller had a reputation for honesty and quality.
فروشنده آشغال به خاطر صداقت و کیفیت شهرت داشت.
during the winter, the slopseller offered warm meals to the animals.
در طول زمستان، فروشنده آشغال غذاهای گرم به حیوانات ارائه میداد.
the slopseller's prices were fair compared to others in town.
قیمتهای فروشنده آشغال در مقایسه با دیگران در شهر منصفانه بود.
slopseller market
بازار فروشنده ضایعات
slopseller goods
کالاهای فروشنده ضایعات
slopseller stall
غرفه فروشنده ضایعات
slopseller trade
معامله فروشنده ضایعات
slopseller prices
قیمتهای فروشنده ضایعات
slopseller items
محصولات فروشنده ضایعات
slopseller business
کسب و کار فروشنده ضایعات
slopseller sales
فروش فروشنده ضایعات
slopseller inventory
موجودی فروشنده ضایعات
slopseller customers
مشتریان فروشنده ضایعات
the slopseller provided food for the pigs.
فروشنده آشغال غذا برای خوکها فراهم میکرد.
the slopseller was known for his generous portions.
فروشنده آشغال به خاطر سهمهای سخاوتمندانه اش معروف بود.
many farmers relied on the slopseller for their livestock.
بسیاری از کشاورزان برای دام های خود به فروشنده آشغال متکی بودند.
the slopseller's business thrived during the harvest season.
کسب و کار فروشنده آشغال در فصل برداشت رونق داشت.
he started as a slopseller before becoming a successful farmer.
او قبل از تبدیل شدن به یک کشاورز موفق، به عنوان فروشنده آشغال شروع به کار کرد.
the slopseller's cart was always full of leftovers.
درون واگن فروشنده آشغال همیشه پر از غذای باقی مانده بود.
she learned the trade from her father, the local slopseller.
او این تجارت را از پدرش، فروشنده آشغال محلی، یاد گرفت.
the slopseller had a reputation for honesty and quality.
فروشنده آشغال به خاطر صداقت و کیفیت شهرت داشت.
during the winter, the slopseller offered warm meals to the animals.
در طول زمستان، فروشنده آشغال غذاهای گرم به حیوانات ارائه میداد.
the slopseller's prices were fair compared to others in town.
قیمتهای فروشنده آشغال در مقایسه با دیگران در شهر منصفانه بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید