slowdowns

[ایالات متحده]/ˈsləʊdaʊnz/
[بریتانیا]/ˈsloʊdaʊnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل کاهش سرعت؛ کاهش در سرعت یا نرخ؛ توقف کار یا کاهش در بهره‌وری

عبارات و ترکیب‌ها

economic slowdowns

کاهش‌های اقتصادی

market slowdowns

کاهش‌های بازار

growth slowdowns

کاهش‌های رشد

production slowdowns

کاهش‌های تولید

sales slowdowns

کاهش‌های فروش

performance slowdowns

کاهش‌های عملکرد

activity slowdowns

کاهش‌های فعالیت

traffic slowdowns

کاهش‌های ترافیک

service slowdowns

کاهش‌های خدمات

investment slowdowns

کاهش‌های سرمایه‌گذاری

جملات نمونه

the economy is facing significant slowdowns this quarter.

اقتصاد با کاهش‌های قابل توجهی در این فصل مواجه است.

many businesses are adjusting to the slowdowns in consumer spending.

بسیاری از مشاغل در حال تطبیق با کاهش هزینه‌های مصرف‌کنندگان هستند.

slowdowns in production can lead to delays in delivery.

کاهش در تولید می‌تواند منجر به تاخیر در تحویل شود.

investors are worried about the slowdowns in the tech sector.

سرمایه‌گذاران نگران کاهش در بخش فناوری هستند.

government policies aim to mitigate the effects of economic slowdowns.

سیاست‌های دولت برای کاهش اثرات کاهش اقتصادی هدف‌گذاری می‌کنند.

analysts predict slowdowns in multiple industries next year.

تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که در سال آینده کاهش در صنایع متعددی رخ می‌دهد.

slowdowns in job growth can affect overall economic stability.

کاهش در رشد اشتغال می‌تواند بر ثبات کلی اقتصادی تأثیر بگذارد.

we need to prepare for potential slowdowns in the market.

ما باید برای کاهش‌های احتمالی در بازار آماده شویم.

slowdowns in global trade can impact local economies.

کاهش در تجارت جهانی می‌تواند بر اقتصادهای محلی تأثیر بگذارد.

understanding the causes of slowdowns can help businesses adapt.

درک علل کاهش می‌تواند به کسب و کارها کمک کند تا خود را تطبیق دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید