smelling

[ایالات متحده]/ˈsmɛlɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmɛlɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری بوییدن؛ درک کردن یک عطر؛ انتشار یک عطر
n. عمل درک کردن عطرها

عبارات و ترکیب‌ها

smelling good

بوی خوب دادن

smelling bad

بوی بد

smelling flowers

استشمام گل‌ها

smelling smoke

استشمام دود

smelling food

استشمام غذا

smelling salts

نمک استشمام

smelling fresh

بوی تازگی دادن

smelling roses

استشمام گل رز

smelling coffee

استشمام قهوه

smelling citrus

استشمام مرکبات

جملات نمونه

smelling flowers can be very relaxing.

استشمام گل‌ها می‌تواند بسیار آرامش‌بخش باشد.

he enjoys smelling fresh coffee in the morning.

او از استشمام قهوه تازه در صبح لذت می‌برد.

smelling the ocean air brings back memories.

استشمام هوای اقیانوس خاطرات را زنده می‌کند.

she was caught smelling the perfume in the store.

او در حال استشمام عطر در مغازه دستگیر شد.

smelling the spices made him hungry.

استشمام ادویه‌ها او را گرسنه کرد.

after smelling the bread, he couldn't resist buying it.

بعد از استشمام نان، نتوانست جلوی خرید آن را بگیرد.

smelling the flowers in the garden is a delightful experience.

استشمام گل‌ها در باغ تجربه‌ای لذت‌بخش است.

she had a habit of smelling her favorite books.

او عادت داشت کتاب‌های مورد علاقه‌اش را بو کند.

smelling the fresh air after rain is refreshing.

استشمام هوای تازه بعد از باران، دلپذیر است.

he loves smelling the leather of new shoes.

او عاشق استشمام بوی چرم کفش‌های جدید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید