smilodon

[ایالات متحده]/ˈsmaɪləˌdɒn/
[بریتانیا]/ˈsmaɪləˌdɑn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گربه دندان شمشیری منقرض شده از عصر یخبندان؛ گونه منقرض شده شیر دندان شمشیری

عبارات و ترکیب‌ها

smilodon skeleton

اسکلت اسمیلودون

smilodon teeth

دندان‌های اسمیلودون

smilodon fossils

فسیل‌های اسمیلودون

smilodon habitat

زیستگاه اسمیلودون

smilodon size

اندازه اسمیلودون

smilodon species

گونه‌های اسمیلودون

smilodon exhibit

نمایش اسمیلودون

smilodon research

تحقیقات اسمیلودون

smilodon prey

طعمه اسمیلودون

smilodon behavior

رفتار اسمیلودون

جملات نمونه

the smilodon was a powerful predator in prehistoric times.

اسميلودون یک شکارچی قدرتمند در زمان‌های پیش از تاریخ بود.

many fossils of the smilodon have been discovered in north america.

فسیل‌های بسیاری از اسميلودون در آمریکای شمالی کشف شده‌اند.

scientists study the smilodon to understand its hunting techniques.

دانشمندان اسميلودون را برای درک تکنیک‌های شکار آن مطالعه می‌کنند.

the smilodon had long, curved canine teeth.

اسميلودون دندان‌های نیش بلند و منحنی داشت.

some believe the smilodon lived during the last ice age.

برخی معتقدند اسميلودون در آخرین عصر یخبندان زندگی می‌کرد.

documentaries often feature the smilodon as a fascinating creature.

فیلم‌های مستند اغلب اسميلودون را به عنوان یک موجود جذاب به تصویر می‌کشند.

the extinction of the smilodon remains a topic of research.

ناپدید شدن اسميلودون همچنان موضوع تحقیقات است.

artists often depict the smilodon in prehistoric scenes.

هنرمندان اغلب اسميلودون را در صحنه‌های پیش از تاریخ به تصویر می‌کشند.

the smilodon is often compared to modern big cats.

اسميلودون اغلب با گربه‌های بزرگ مدرن مقایسه می‌شود.

visitors to museums can see smilodon skeletons on display.

بازدیدکنندگان موزه‌ها می‌توانند اسکلت‌های اسميلودون را در معرض نمایش ببینند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید