smutting

[ایالات متحده]/ˈsmʌtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsmʌtɪŋ/

ترجمه

n. دوده؛ فحشا در کتاب‌ها (داستان‌ها، مکالمات و غیره)؛ بیماری سیاه کثافت در غلات
v. (شکل حال استمراری) کثافت

عبارات و ترکیب‌ها

smutting images

تصاویر مبتذل

smutting words

کلمات مبتذل

smutting content

محتوای مبتذل

smutting scenes

صحنه‌های مبتذل

smutting jokes

جک‌های مبتذل

smutting remarks

نظرات مبتذل

smutting behavior

رفتار مبتذل

smutting themes

مضامین مبتذل

smutting references

اشارات مبتذل

smutting articles

مقالات مبتذل

جملات نمونه

he was caught smutting the walls with graffiti.

او در حال لکه‌دار کردن دیوارها با نقاشی‌های دیواری بود.

she enjoys smutting her favorite books with her personal notes.

او از لکه‌دار کردن کتاب‌های مورد علاقه‌اش با یادداشت‌های شخصی خود لذت می‌برد.

they were smutting the windows with their fingerprints.

آنها در حال لکه‌دار کردن پنجره‌ها با اثر انگشتان خود بودند.

he has a habit of smutting his shoes when walking in the mud.

او عادت دارد کفش‌هایش را در حالی که در گل راه می‌رود، لکه‌دار کند.

the children were smutting their clothes while playing outside.

کودکان در حالی که بیرون بازی می‌کردند، لباس‌هایشان را لکه‌دار کردند.

she accidentally smutted her dress with ink.

او به طور تصادفی لباسش را با جوهر لکه‌دار کرد.

he was smutting his reputation with careless remarks.

او با اظهارات بی‌احتیاط، شهرت خود را لکه‌دار می‌کرد.

they were smutting the car's interior with food stains.

آنها فضای داخلی ماشین را با لکه‌های غذا لکه‌دار می‌کردند.

she tried to avoid smutting her hands while painting.

او سعی کرد در حالی که نقاشی می‌کرد، از لکه‌دار کردن دستانش جلوگیری کند.

the artist was smutting the canvas with bold strokes.

هنرمند بوم را با ضربات جسورانه لکه‌دار می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید