sneakier approach
رویکرد پنهانیتر
sneakier tactics
تاکتیکهای پنهانیتر
sneakier methods
روشهای پنهانیتر
sneakier behavior
رفتار پنهانیتر
sneakier plans
برنامههای پنهانیتر
sneakier moves
حرکات پنهانیتر
sneakier strategies
استراتژیهای پنهانیتر
sneakier tricks
ترفندهای پنهانیتر
sneakier game
بازی پنهانیتر
sneakier rivals
رقبای پنهانیتر
he has become sneakier in his attempts to avoid detection.
او در تلاش برای اجتناب از شناسایی، حیلهگرتر شده است.
her sneakier tactics often catch people off guard.
حملات فریبکارانهتر او اغلب مردم را غافلگیر میکند.
the sneakier you are, the harder it is to trust you.
هرچه بیشتر فریبکار باشید، اعتماد کردن به شما سختتر است.
he devised a sneakier plan to win the game.
او یک نقشه فریبکارانهتر برای بردن بازی طراحی کرد.
she found a sneakier way to get what she wanted.
او راه فریبکارانهتری برای به دست آوردن خواستههایش پیدا کرد.
his sneakier behavior raised suspicions among his friends.
رفتار فریبکارانهتر او باعث ایجاد سوءظن در بین دوستانش شد.
they implemented sneakier strategies to outsmart their competitors.
آنها از استراتژیهای فریبکارانهتر برای شکست دادن رقبا استفاده کردند.
in a sneakier approach, she changed her story.
در یک رویکرد فریبکارانهتر، او داستان خود را تغییر داد.
he became sneakier as he learned more about the system.
با کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم، او فریبکارتر شد.
being sneakier can sometimes lead to unexpected consequences.
گاهی اوقات فریبکار بودن میتواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.
sneakier approach
رویکرد پنهانیتر
sneakier tactics
تاکتیکهای پنهانیتر
sneakier methods
روشهای پنهانیتر
sneakier behavior
رفتار پنهانیتر
sneakier plans
برنامههای پنهانیتر
sneakier moves
حرکات پنهانیتر
sneakier strategies
استراتژیهای پنهانیتر
sneakier tricks
ترفندهای پنهانیتر
sneakier game
بازی پنهانیتر
sneakier rivals
رقبای پنهانیتر
he has become sneakier in his attempts to avoid detection.
او در تلاش برای اجتناب از شناسایی، حیلهگرتر شده است.
her sneakier tactics often catch people off guard.
حملات فریبکارانهتر او اغلب مردم را غافلگیر میکند.
the sneakier you are, the harder it is to trust you.
هرچه بیشتر فریبکار باشید، اعتماد کردن به شما سختتر است.
he devised a sneakier plan to win the game.
او یک نقشه فریبکارانهتر برای بردن بازی طراحی کرد.
she found a sneakier way to get what she wanted.
او راه فریبکارانهتری برای به دست آوردن خواستههایش پیدا کرد.
his sneakier behavior raised suspicions among his friends.
رفتار فریبکارانهتر او باعث ایجاد سوءظن در بین دوستانش شد.
they implemented sneakier strategies to outsmart their competitors.
آنها از استراتژیهای فریبکارانهتر برای شکست دادن رقبا استفاده کردند.
in a sneakier approach, she changed her story.
در یک رویکرد فریبکارانهتر، او داستان خود را تغییر داد.
he became sneakier as he learned more about the system.
با کسب اطلاعات بیشتر در مورد سیستم، او فریبکارتر شد.
being sneakier can sometimes lead to unexpected consequences.
گاهی اوقات فریبکار بودن میتواند منجر به عواقب غیرمنتظره شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید