sniggerer

[ایالات متحده]/ˈsnɪɡə/
[بریتانیا]/ˈsnɪɡər/

ترجمه

n. شخصی که پوزخند می‌زند

عبارات و ترکیب‌ها

sniggerer in disguise

اغتشاشگر نقاب‌دار

sly sniggerer

اغتشاشگر حیله‌گر

cunning sniggerer

اغتشاشگر زیرک

secretive sniggerer

اغتشاشگر پنهان‌کار

mocking sniggerer

اغتشاشگر مسخره‌کننده

sneaky sniggerer

اغتشاشگر دزدکی

persistent sniggerer

اغتشاشگر پیگیر

unrepentant sniggerer

اغتشاشگر بی‌توبه

sarcastic sniggerer

اغتشاشگر طعنه‌آمیز

cheeky sniggerer

اغتشاشگر بی‌ادب

جملات نمونه

the sniggerer in the corner couldn't contain his laughter.

خنده‌کننده گوشه قادر به کنترل خنده خود نبود.

being a sniggerer often leads to misunderstandings.

خنده‌کننده بودن اغلب منجر به سوء تفاهم می‌شود.

she tried to ignore the sniggerer at the back of the class.

او سعی کرد خنده‌کننده ای را در پشت کلاس نادیده بگیرد.

the sniggerer made the atmosphere uncomfortable.

خنده‌کننده فضایی ناخوشاختار ایجاد کرد.

his reputation as a sniggerer preceded him.

شهرت او به عنوان یک خنده‌کننده قبل از او وجود داشت.

everyone noticed the sniggerer during the serious meeting.

همه متوجه خنده‌کننده در طول جلسه جدی بودند.

being a sniggerer can alienate friends.

خنده‌کننده بودن می‌تواند دوستان را از شما دور کند.

the sniggerer found humor in the most inappropriate situations.

خنده‌کننده در نامناسب‌ترین شرایط هم طنز پیدا می‌کرد.

he was labeled a sniggerer after that incident.

او پس از آن حادثه به عنوان خنده‌کننده شناخته شد.

she couldn't help but be a sniggerer during the comedy show.

او نمی‌توانست در طول نمایش کمدی به عنوان یک خنده‌کننده رفتار نکند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید