| جمع | smirkers |
arrogant smirker
Persian_translation
cocky smirker
Persian_translation
the arrogant smirker refused to apologize for his mistake.
خودخواه که با خندهای بیاحترامی نشان داده میشد، از خطا خود عذرخواهی نکرد.
she pegged him as a smirker who couldn't be trusted.
او او را به عنوان یک فرد خندهدار دید که قابل اعتماد نبود.
his reputation as a smirker made him unpopular with the jury.
معروف بودن او به عنوان یک فرد خندهدار باعث ناپسندیده شدن او در میان رای دهندگان شد.
everyone could see that the smirker was hiding a secret.
همه میتوانستند ببینند که فرد خندهدار چیزی را پنهان کرده بود.
don't be such a smirker; take the situation seriously.
چنین فرد خندهداری نباش، این وضعیت را جدی بگیر.
the teacher glared at the smirker disrupting the class.
معلم به فرد خندهداری که کلاس را مختل میکرد، نگاهی ناامید کننده نشان داد.
despite the interrogation, the smirker remained completely silent.
هر چند که با پرسشها مواجه شد، فرد خندهدار به طور کامل سکوت کرد.
the smirker stood silently in the corner, observing the chaos.
فرد خندهدار به سکوت در گوشه ایستاده و فریبهای اطراف را مشاهده میکرد.
only a smirker would find humor in such a tragedy.
فقط یک فرد خندهدار میتواند در چنین فاجعهای مirth پیدا کند.
he is a notorious smirker who enjoys mocking others.
او یک فرد خندهدار معروف است که لذت میبرد در تحقیر دیگران.
i cannot stand the sight of that smug smirker.
من نمیتوانم نگاه کردن به آن فرد خندهدار خودخواه را تحمل کنم.
politicians are often unfairly depicted as corrupt smirkers.
سیاستمداران اغلب به طور نا fairly به عنوان فریبگر خندهدار توصیف میشوند.
the story portrays the antagonist as a cunning smirker.
داستان مخالف را به عنوان یک فرد خندهدار ماهر نشان میدهد.
arrogant smirker
Persian_translation
cocky smirker
Persian_translation
the arrogant smirker refused to apologize for his mistake.
خودخواه که با خندهای بیاحترامی نشان داده میشد، از خطا خود عذرخواهی نکرد.
she pegged him as a smirker who couldn't be trusted.
او او را به عنوان یک فرد خندهدار دید که قابل اعتماد نبود.
his reputation as a smirker made him unpopular with the jury.
معروف بودن او به عنوان یک فرد خندهدار باعث ناپسندیده شدن او در میان رای دهندگان شد.
everyone could see that the smirker was hiding a secret.
همه میتوانستند ببینند که فرد خندهدار چیزی را پنهان کرده بود.
don't be such a smirker; take the situation seriously.
چنین فرد خندهداری نباش، این وضعیت را جدی بگیر.
the teacher glared at the smirker disrupting the class.
معلم به فرد خندهداری که کلاس را مختل میکرد، نگاهی ناامید کننده نشان داد.
despite the interrogation, the smirker remained completely silent.
هر چند که با پرسشها مواجه شد، فرد خندهدار به طور کامل سکوت کرد.
the smirker stood silently in the corner, observing the chaos.
فرد خندهدار به سکوت در گوشه ایستاده و فریبهای اطراف را مشاهده میکرد.
only a smirker would find humor in such a tragedy.
فقط یک فرد خندهدار میتواند در چنین فاجعهای مirth پیدا کند.
he is a notorious smirker who enjoys mocking others.
او یک فرد خندهدار معروف است که لذت میبرد در تحقیر دیگران.
i cannot stand the sight of that smug smirker.
من نمیتوانم نگاه کردن به آن فرد خندهدار خودخواه را تحمل کنم.
politicians are often unfairly depicted as corrupt smirkers.
سیاستمداران اغلب به طور نا fairly به عنوان فریبگر خندهدار توصیف میشوند.
the story portrays the antagonist as a cunning smirker.
داستان مخالف را به عنوان یک فرد خندهدار ماهر نشان میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید