snipes at
به سمت اشاره میکند
snipes back
پشت سر متهم میکند
snipes through
از میان اشاره میکند
snipes away
دور اشاره میکند
snipes down
به سمت پایین اشاره میکند
snipes off
از کنار اشاره میکند
snipes up
به سمت بالا اشاره میکند
snipes in
وارد اشاره میکند
snipes out
بیرون اشاره میکند
snipes along
همراه اشاره میکند
he often snipes at his colleagues during meetings.
او اغلب در جلسات با همکاران خود انتقاد میکند.
she snipes at the competition in her blog posts.
او به رقبا در پستهای وبلاگ خود حمله میکند.
the politician snipes at his opponents to gain support.
آن سیاستمدار برای کسب حمایت به حریفان خود حمله میکند.
they sniped at each other during the debate.
آنها در طول بحث به یکدیگر حمله کردند.
he likes to snipe at people who don’t agree with him.
او دوست دارد به کسانی که با او مخالفند حمله کند.
she took a moment to snipe at the new policy.
او لحظهای برای انتقاد از سیاست جدید وقت گذاشت.
during the discussion, he sniped at the proposed changes.
در طول بحث، او به تغییرات پیشنهادی حمله کرد.
critics often snipe at her artistic choices.
منتقدان اغلب به انتخابهای هنری او حمله میکنند.
he snipes at the team's performance after every game.
او پس از هر مسابقهای به عملکرد تیم حمله میکند.
she tends to snipe at anyone who disagrees with her.
او معمولاً به هر کسی که با او مخالف است حمله میکند.
snipes at
به سمت اشاره میکند
snipes back
پشت سر متهم میکند
snipes through
از میان اشاره میکند
snipes away
دور اشاره میکند
snipes down
به سمت پایین اشاره میکند
snipes off
از کنار اشاره میکند
snipes up
به سمت بالا اشاره میکند
snipes in
وارد اشاره میکند
snipes out
بیرون اشاره میکند
snipes along
همراه اشاره میکند
he often snipes at his colleagues during meetings.
او اغلب در جلسات با همکاران خود انتقاد میکند.
she snipes at the competition in her blog posts.
او به رقبا در پستهای وبلاگ خود حمله میکند.
the politician snipes at his opponents to gain support.
آن سیاستمدار برای کسب حمایت به حریفان خود حمله میکند.
they sniped at each other during the debate.
آنها در طول بحث به یکدیگر حمله کردند.
he likes to snipe at people who don’t agree with him.
او دوست دارد به کسانی که با او مخالفند حمله کند.
she took a moment to snipe at the new policy.
او لحظهای برای انتقاد از سیاست جدید وقت گذاشت.
during the discussion, he sniped at the proposed changes.
در طول بحث، او به تغییرات پیشنهادی حمله کرد.
critics often snipe at her artistic choices.
منتقدان اغلب به انتخابهای هنری او حمله میکنند.
he snipes at the team's performance after every game.
او پس از هر مسابقهای به عملکرد تیم حمله میکند.
she tends to snipe at anyone who disagrees with her.
او معمولاً به هر کسی که با او مخالف است حمله میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید