snipers

[ایالات متحده]/ˈsnaɪpəz/
[بریتانیا]/ˈsnaɪpərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی که از مخفیگاه شلیک می‌کنند

عبارات و ترکیب‌ها

elite snipers

狙ادگران نخبه

snipers team

تیم تیراندازان

trained snipers

狙ادگران آموزش دیده

snipers' skills

مهارت های تیراندازان

snipers' hide

مخفیگاه تیراندازان

snipers' position

موقعیت تیراندازان

snipers' focus

تمرکز تیراندازان

snipers' training

آموزش تیراندازان

snipers' tactics

تاکتیک های تیراندازان

snipers' mission

ماموریت تیراندازان

جملات نمونه

snipers are often deployed in military operations.

سナイپرها اغلب در عملیات‌های نظامی مستقر می‌شوند.

the snipers took their positions on the rooftop.

سナイپرها در پشت‌بام جایگاه خود را گرفتند.

training snipers requires a high level of precision.

آموزش اسنایپرها نیازمند سطح بالایی از دقت است.

snipers play a crucial role in reconnaissance missions.

سナイپرها نقش مهمی در ماموریت‌های شناسایی ایفا می‌کنند.

many snipers use advanced technology to improve accuracy.

بسیاری از اسنایپرها از فناوری پیشرفته برای بهبود دقت استفاده می‌کنند.

during the operation, the snipers communicated silently.

در طول عملیات، اسنایپرها به طور بی‌صدا با یکدیگر ارتباط برقرار کردند.

snipers must remain calm under pressure.

اسنایپرها باید در شرایط فشار آرامش خود را حفظ کنند.

effective snipers can take out targets from great distances.

اسنایپرهای کارآمد می‌توانند اهداف را از فواصل زیاد مورد هدف قرار دهند.

snipers are trained to adapt to different environments.

اسنایپرها برای سازگاری با محیط‌های مختلف آموزش می‌بینند.

in the game, players can choose to be snipers or assault troops.

در بازی، بازیکنان می‌توانند اسنایپر یا سربازان حمله باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید