morning snoozes
سرویسهای صبح
extra snoozes
سرویسهای اضافی
short snoozes
سرویسهای کوتاه
afternoon snoozes
سرویسهای بعد از ظهر
quick snoozes
سرویسهای سریع
lazy snoozes
سرویسهای تنبل
frequent snoozes
سرویسهای مکرر
power snoozes
سرویسهای قدرتمند
long snoozes
سرویسهای طولانی
deep snoozes
سرویسهای عمیق
he often snoozes his alarm in the morning.
او اغلب ساعت زنگدار را در صبح به تاخیر میاندازد.
she enjoys taking short snoozes during the day.
او از چرتهای کوتاه در طول روز لذت میبرد.
after a long meeting, he needed a few snoozes.
بعد از یک جلسه طولانی، او به چند چرت نیاز داشت.
the cat snoozes peacefully on the windowsill.
گربه به آرامی روی طاقچه پنجره میخوابد.
she set her phone to remind her not to snooze too long.
او تلفن خود را تنظیم کرد تا به او یادآوری کند که زیاد به تاخیر نیندازد.
he always snoozes during the boring lectures.
او همیشه در طول سخنرانیهای خستهکننده به تاخیر میاندازد.
taking a few snoozes can boost your productivity.
گرفتن چند چرت میتواند بهرهوری شما را افزایش دهد.
she snoozes on the couch while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند روی مبل میخوابد.
don't forget to set your alarm; otherwise, you might snooze too long.
یادتان باشد ساعت زنگدار را تنظیم کنید؛ در غیر این صورت، ممکن است زیاد به تاخیر بیندازید.
he loves to snooze on lazy sunday afternoons.
او عاشق چرت زدن در یکشنبههای بعد از ظهر تنبل است.
morning snoozes
سرویسهای صبح
extra snoozes
سرویسهای اضافی
short snoozes
سرویسهای کوتاه
afternoon snoozes
سرویسهای بعد از ظهر
quick snoozes
سرویسهای سریع
lazy snoozes
سرویسهای تنبل
frequent snoozes
سرویسهای مکرر
power snoozes
سرویسهای قدرتمند
long snoozes
سرویسهای طولانی
deep snoozes
سرویسهای عمیق
he often snoozes his alarm in the morning.
او اغلب ساعت زنگدار را در صبح به تاخیر میاندازد.
she enjoys taking short snoozes during the day.
او از چرتهای کوتاه در طول روز لذت میبرد.
after a long meeting, he needed a few snoozes.
بعد از یک جلسه طولانی، او به چند چرت نیاز داشت.
the cat snoozes peacefully on the windowsill.
گربه به آرامی روی طاقچه پنجره میخوابد.
she set her phone to remind her not to snooze too long.
او تلفن خود را تنظیم کرد تا به او یادآوری کند که زیاد به تاخیر نیندازد.
he always snoozes during the boring lectures.
او همیشه در طول سخنرانیهای خستهکننده به تاخیر میاندازد.
taking a few snoozes can boost your productivity.
گرفتن چند چرت میتواند بهرهوری شما را افزایش دهد.
she snoozes on the couch while watching tv.
او در حالی که تلویزیون تماشا میکند روی مبل میخوابد.
don't forget to set your alarm; otherwise, you might snooze too long.
یادتان باشد ساعت زنگدار را تنظیم کنید؛ در غیر این صورت، ممکن است زیاد به تاخیر بیندازید.
he loves to snooze on lazy sunday afternoons.
او عاشق چرت زدن در یکشنبههای بعد از ظهر تنبل است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید