dreams

[US]/[driːms]/
[UK]/[driːms]/
Frequency: Very High

Translation

n. زنجیره‌ای از افکار، تصاویر و احساسات که در ذهن یک فرد در طول خواب رخ می‌دهد؛ جاه‌طلبی‌ها یا آرزوها.
v. داشتن زنجیره‌ای از افکار، تصاویر و احساسات در طول خواب؛ آرزو کردن برای چیزی؛ داشتن جاه‌طلبی.

Phrases & Collocations

have dreams

داشتن رویاها

big dreams

رویاهای بزرگ

dream about

درباره‌ی رویاپردازی

dreams come

رویاها تحقق می‌یابند

dream life

زندگی رویایی

sweet dreams

رویاهای شیرین

chasing dreams

دنبال کردن رویاها

dreams fade

رویاها محو می‌شوند

dream world

جهان رویا

dreams fulfilled

رویاهای محقق شده

Example Sentences

she had vivid dreams of traveling the world.

او رویاهای زنده و پر جنب و جوشی از سفر در سراسر جهان داشت.

my biggest dream is to open my own bakery.

بزرگترین رویای من این است که یک نانوایی خودم را باز کنم.

he chases his dreams relentlessly, never giving up.

او به طور مداوم و بدون تسلیم شدن، به دنبال رویاهایش می‌رود.

the children had dreams of becoming astronauts.

کودکان رویایی از تبدیل شدن به فضانورد داشتند.

last night, i had a strange dream about a talking cat.

دیشب، من رویای عجیبی از یک گربه سخنگو دیدم.

don't let your dreams fade away; pursue them actively.

اجازه ندهید رویاهایتان محو شوند؛ آنها را به طور فعال دنبال کنید.

she shared her dreams of becoming a doctor with her family.

او رویاهای خود را از تبدیل شدن به پزشک با خانواده‌اش در میان گذاشت.

he often dreams of playing professional basketball.

او اغلب رویای بازی بسکتبال حرفه‌ای را دارد.

the company's dreams of expansion are ambitious.

رویاهای توسعه شرکت بلندپروازانه است.

we all have dreams, no matter how big or small.

ما همه رویایی داریم، مهم نیست چقدر بزرگ یا کوچک باشند.

she wrote down her dreams in a journal every morning.

او هر روز صبح رویاهایش را در یک دفترچه یادداشت می‌کرد.

Popular Words

Explore frequently searched vocabulary

Download App to Unlock Full Content

Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!

Download DictoGo Now