snowshoes

[ایالات متحده]/ˈsnəʊʃuːz/
[بریتانیا]/ˈsnoʊʃuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک جفت کفش پهن و صاف برای پیاده‌روی بر روی برف
v. سفر کردن یا پیاده‌روی بر روی کفش‌های برفی

عبارات و ترکیب‌ها

snowshoes rental

اجاره اسنو شوز

snowshoes hike

پیاده‌روی با اسنو شوز

snowshoes trail

مسیر اسنو شوز

snowshoes adventure

ماجراجویی با اسنو شوز

snowshoes gear

تجهیزات اسنو شوز

snowshoes tour

تور اسنو شوز

snowshoes lessons

درس‌های اسنو شوز

snowshoes experience

تجربه اسنو شوز

snowshoes trailhead

سرآغاز مسیر اسنو شوز

snowshoes competition

مسابقه اسنو شوز

جملات نمونه

snowshoes are essential for winter hiking.

کفش‌های برف‌نشین برای پیاده‌روی زمستانی ضروری هستند.

he bought a new pair of snowshoes for the trip.

او یک جفت کفش برف‌نشین جدید برای سفر خرید.

snowshoes allow you to walk on deep snow.

کفش‌های برف‌نشین به شما این امکان را می‌دهند که روی برف عمیق راه بروید.

she enjoys snowshoeing in the mountains.

او از برف‌نشینی در کوه‌ها لذت می‌برد.

using snowshoes can prevent sinking into the snow.

استفاده از کفش‌های برف‌نشین می‌تواند از غرق شدن در برف جلوگیری کند.

he joined a snowshoeing group for the winter season.

او برای فصل زمستان به یک گروه برف‌نشینی پیوست.

snowshoes come in various sizes and styles.

کفش‌های برف‌نشین در اندازه‌ها و طرح‌های مختلف عرضه می‌شوند.

learning to use snowshoes is quite easy.

یادگیری نحوه استفاده از کفش‌های برف‌نشین بسیار آسان است.

she packed her snowshoes for the weekend getaway.

او کفش‌های برف‌نشین خود را برای تعطیلات آخر هفته بسته‌بندی کرد.

snowshoes are popular among winter sports enthusiasts.

کفش‌های برف‌نشین در بین علاقه‌مندان به ورزش‌های زمستانی محبوب هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید