| جمع | snowsuits |
warm snowsuit
گرم پوشش برفی
colorful snowsuit
پوشش برفی رنگارنگ
new snowsuit
پوشش برفی جدید
kids' snowsuit
پوشش برفی کودکان
heavy snowsuit
پوشش برفی سنگین
insulated snowsuit
پوشش برفی عایقدار
cute snowsuit
پوشش برفی دوستداشتنی
waterproof snowsuit
پوشش برفی ضد آب
matching snowsuit
پوشش برفی هماهنگ
stylish snowsuit
پوشش برفی شیک
the child wore a bright red snowsuit for the winter trip.
کودک لباس اسکی قرمز رنگ روشن به تن کرد تا در سفر زمستانی گرم بماند.
make sure to pack a snowsuit for your ski vacation.
مطمئن شوید لباس اسکی برای تعطیلات اسکی خود همراه داشته باشید.
the snowsuit kept him warm during the blizzard.
لباس اسکی او را در طول کولاک گرم نگه داشت.
she bought a new snowsuit for her toddler.
او یک لباس اسکی جدید برای کودک خردسالش خرید.
his snowsuit was too big, but it kept him cozy.
لباس اسکی او خیلی بزرگ بود، اما او را گرم نگه داشت.
they played in the snow, bundled up in their snowsuits.
آنها در برف بازی کردند، در حالی که لباس اسکی خود را پوشیده بودند.
don't forget to zip up your snowsuit before going outside.
قبل از بیرون رفتن حتما زیپ لباس اسکی خود را ببندید.
the bright colors of her snowsuit made her easy to spot.
رنگهای روشن لباس اسکی او باعث میشد به راحتی بتوان او را پیدا کرد.
he struggled to put on his heavy snowsuit.
او برای پوشیدن لباس اسکی سنگینش تلاش کرد.
after wearing the snowsuit all day, he felt tired.
بعد از پوشیدن لباس اسکی در تمام روز، احساس خستگی کرد.
warm snowsuit
گرم پوشش برفی
colorful snowsuit
پوشش برفی رنگارنگ
new snowsuit
پوشش برفی جدید
kids' snowsuit
پوشش برفی کودکان
heavy snowsuit
پوشش برفی سنگین
insulated snowsuit
پوشش برفی عایقدار
cute snowsuit
پوشش برفی دوستداشتنی
waterproof snowsuit
پوشش برفی ضد آب
matching snowsuit
پوشش برفی هماهنگ
stylish snowsuit
پوشش برفی شیک
the child wore a bright red snowsuit for the winter trip.
کودک لباس اسکی قرمز رنگ روشن به تن کرد تا در سفر زمستانی گرم بماند.
make sure to pack a snowsuit for your ski vacation.
مطمئن شوید لباس اسکی برای تعطیلات اسکی خود همراه داشته باشید.
the snowsuit kept him warm during the blizzard.
لباس اسکی او را در طول کولاک گرم نگه داشت.
she bought a new snowsuit for her toddler.
او یک لباس اسکی جدید برای کودک خردسالش خرید.
his snowsuit was too big, but it kept him cozy.
لباس اسکی او خیلی بزرگ بود، اما او را گرم نگه داشت.
they played in the snow, bundled up in their snowsuits.
آنها در برف بازی کردند، در حالی که لباس اسکی خود را پوشیده بودند.
don't forget to zip up your snowsuit before going outside.
قبل از بیرون رفتن حتما زیپ لباس اسکی خود را ببندید.
the bright colors of her snowsuit made her easy to spot.
رنگهای روشن لباس اسکی او باعث میشد به راحتی بتوان او را پیدا کرد.
he struggled to put on his heavy snowsuit.
او برای پوشیدن لباس اسکی سنگینش تلاش کرد.
after wearing the snowsuit all day, he felt tired.
بعد از پوشیدن لباس اسکی در تمام روز، احساس خستگی کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید