sods

[ایالات متحده]/sɒdz/
[بریتانیا]/sɑdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مرد احمق (جمع ساد)؛ مزاحم؛ مسئله مشکل؛ چمن
v. سرنگون شده؛ خشمگین؛ خشم سرکوب شده؛ فکر کرده

عبارات و ترکیب‌ها

sods law

قانون بلای

lazy sods

سودهای تنبل

sods your uncle

عموی شما

sods off

برو کنار

bloody sods

سودهای خونی

good sods

سودهای خوب

sods way

راه سود

sods game

بازی سود

sods world

جهان سود

sods rule

قانون سود

جملات نمونه

those sods really know how to throw a party.

آن دسته از آدم‌ها واقعاً می‌دانند چگونه مهمانی برگزار کنند.

don't be such sods, just help each other out.

اینقدر آدم بد نباشید، فقط به هم کمک کنید.

he called them sods for not showing up on time.

او به خاطر دیر رسیدن به آن‌ها آدم‌های بی‌فرهنگ گفت.

those sods in the office always take the last donut.

آن دسته از آدم‌ها در دفتر همیشه دونات آخر را می‌برند.

she referred to her lazy friends as sods.

او به دوستان تنبلش آدم‌های بی‌مصرف گفت.

he was tired of dealing with those sods at work.

او از کنار آمدن با آن دسته از آدم‌ها در محل کار خسته شده بود.

why do you always hang out with those sods?

چرا همیشه با آن دسته از آدم‌ها وقت می‌گذرانید؟

those sods think they can get away with anything.

آن دسته از آدم‌ها فکر می‌کنند می‌توانند از هر کاری جان سالم به در ببرند.

it's frustrating when those sods ignore your advice.

وقتی آن دسته از آدم‌ها به نصیحت شما گوش نمی‌دهند، ناامیدکننده است.

he laughed and said, "you sods are unbelievable!"

او خندید و گفت:"شما آدم‌های باورنکردنی هستید!"

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید